استعانت از صبر و نماز   

 در قرآن کریم بعضی از آیات با عبارت «‌ یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا » شروع شده اند که در واقع خطاب هائی است به مؤمنین . شاید برای شما مؤمن گرامی هم مهمّ باشد بدانید که در این آیات برای مؤمنین از جمله خود شما چه مطالبی بیان شده است .

بنده مطالعاتی را در تفسیر علمای شیعه در مورد این آیات کرده ام که برای استفاده ی شما عزیز در وبلاگم می گذارم انشاءالله که برایتان قابل استفاده باشد . البته در هر نوبت آیه ای از آین آیات را می گذارم که به تدریج استفاده شود . راستی برای استفاده ی دیگر مؤمنین به سائر دوستانت هم معرّفی کن در ضمن از نظرات خود محروممان نفرمائید .

 

      دوّمین آیه ای که با خطاب شریف  « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا »  در قرآن کریم وجود دارد در سوره ی مبارکه ی بقره 2 آیه ی 153 می باشد : 

« یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوة إنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرینَ »

ترجمه : « ای افرادی که ایمان آورده اید از صبر و نماز کمک بگیرید ، زیرا خداوند با صابران است » .

ترجمه ی منظوم :

ایـا مـؤمنـیـن [ در طـریـق نجـات ]                       بجویید یاری ز صبر و صلات

[که صبراست با فتح  نصرت قرین]                     هـمانا خـداهـست بـا صابرین

  •              کلمه ی استعانت به معنای طلب کمک است ، و این در وقتی صورت می گیرد که نیروی انسان به تنهائی نمی تواند مهمّ و یا حادثه ای را که پیش آمده بر وفـق مصلحت خود بر طرف سازد .
  •              مفسرین در اینکه از صبر و نماز برای انجام چه عملی باید کمک گرفت و استعانت جست ؟ اختلاف نظر دارند . بعضی گفته اند منظور این است که از این دو برای انجام همه ی اطاعات کمک بگیرید ،‌ مثل اینکه فرموده است از انجام این دو عبادت برای انجام سایر عبادات و اطاعات کمک بگیرید .

برخی هم می فرمایند مراد این است که از این دو برای جهاد در راه خداوند استعانت بجوئید . 

   عـلّامه طباطبائی نـوّر الله مرقـده می فرماید :  «  این آیه و 4 آیه ی بـعدش که در مـورد جهاد و امـتحان و مصیبت است در سیاق متّحداند و جملاتش از نظر لفظ در یک سیاق و از نظر معنی هم به یکدیگر مرتبط اند ،‌ اوّل آنها به آخر نظر دارد و آخرش به اوّلش ،‌ و از این جا فهمیده می شود که این پنج آیه یکباره نازل شده نه در چند هنگام »  . 

صبر از بزرگترین مَلَکات و احوالی است که قرآن آن را ستوده و مکرّر امر بدان نموده است ، تا جائی که قریب به هفتاد مورد شده که بیش از ده مورد آن به شخص

  •          پیامبر اختصاص دارد ، حتّی در باره ی این صفت نیکو فرموده :  « إنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الاُمُور ( 1 )  »  .

ترجمه : «  این صبر از کارهای بس مهم و با ارزش است »  .

       و نیز فرموده :‌ « وَ مَا یُلَقَّیهَآ إلاّ الَّذِینَ صَبَرُوا وَ مَا یُلَقَّهآ إلاّ ذُو حَظٍّّ عَظِیمٍ ( 2 )  » .

     ترجمه : « جز کسانی که دارای صبر و استقامتند ، به این مقام نمی رسند ، و جز کسانی که بهره ی عظیمی ( از ایمان و تقوا ) دارند به آن نایل نمی گردند » .

و نیز فرموده : «‌ إنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أجْرَهُمْ بِغَیرِ حِسَابٍ ( 3 )  »

ترجمه : « صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند »  .

  •          به عکس آنچه بعضی گمان می کنند صبر به معنی تحمّل بدبختی ها و تن دادن به حوادث ناگوار و تسلیم در برابر آنها نیست بلکه صـبر به معنی پـایداری و استقامت اسـت . تـاریـخ مـردان بزرگ گواهی می دهد که یکی از عوامل مهمّ یا مهمترین عامل پیروزی آنان استقامت و صبر بوده است ، افرادی که از این صفت بی بهره اند ، در گرفتاری ها بسیار زود از پا در می آیند و می توان گفت نقشی را که این عامل در پیشرفت آدمی دارد ، نه فراهم بودن امکانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن .

   به همین دلیل در قرآن همان طور که گفته آمد و در روایات پیشوایان اسلام با مؤکّد ترین بیان روی این موضوع تکیه شده است . در نهج البلاغه در کلمات قصار می خوانیم : « عَلَیکُمْ بِالصَّبْر ، فَإنَّ الصَّبْرَ مِنْ الْإیمَانِ کالرَّأْسِ مِنْ الْجَسَدِ ، وَ لا خَیرَ فِی جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ وَ لا فِی ایمَانٍ لا صَبْرَ مَعَهُ  » .

ترجمه : «  بر شما باد به صبر و استقامت که آن در برابر ایمان همچون سر است در برابر تن ، همان طور که تن بدون سر خیری برایش متصور نیست ایمان بدون صبر هم خیری نمی تواند داشته باشد »  .

   بنا بر این کسی که صبر و استقامت نداشته باشد ایمان ندارد .

  •        بعضی علما فرموده اند : صبر دو نوع است :

 الف   خـود داری کردن از افعال ناپسند ی که انسان به آنها تمایل دارد .

 ب   وادار ساختن نفس بر طاعاتی که انجام آنها برای انسان سنگین و دشوار است  .

به همین معنا حضـرت امیر المؤمنین علی علیه الـسّلام اشـاره می فـرمایند 

: « الصُّبْرُ صَبْرَان عَلی مَا تُکْرَه و صَبْرٌ عَلی مَـا تُحِبّ » .

ترجمه : «  صـبر بر دو نـوع است ، صـبر بر آنچه بر تو سنگین و دشواراست و به انجام آن میل نداری و صبر و خودداری از آنچه دوست می داری  »  .

 در فرمایش دیگری از آن حضرت چنین روایت شده : « عَن الاَصْبَغِ قَالَ : قَالَ أمِیرُالْمُؤمِنینَ علیه السّلام : الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أحْسَنُ مِنْ ذَلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْکَ » .

ترجمه : « صبر بر دونوع است ؛ صبر هنگام مصیبت که صبری خوب و زیبا است ولی خوب تر از آن ، خود داری کردن از آن چیزهائی است که خداوند بر تو حرام کرده است » .

  •          در فرمایش دیگری آن حضرت صبر را به سه نوع تقسیم می فرمایند :  « الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ : صَبْرٌ عَلَی الْمُصِیبَةِ ، صَبْرٌ عَلَی الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَی‌ الْمَعْصِیَةِ  » .

ترجمه : « صبر سه نوع است ؛ صبر هنگام پیش آمدن مصیبت ، صبر هنگام انجام طاعات ، صبر هنگام آماده شدن زمینه ی گناه » .

  •         در واقع صبر بر مصیبت همان پایداری در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگی و شکست روحی و ترک جزع و فزع است  .

   و صبر بر اطاعت مقاومت در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد .

   و صبر بر معصیت  ایستادگی در برابر انگیزه های گناه و شهوت سرکش و طغیانگر می باشد  .

   بنابراین در روایات ،  عالیترین صبر را آن دانسته اند که به هنگام فراهم آمدن وسائل گناه انسان خود را کنترل نماید و از لذّت گناه ، چشم بپوشد .

  •          امّا صلوة ؛ در باره ی آن همین قدر می گوئیم که نماز از بزرگترین عبادتهائی است که قرآن بر آن تأکید بسیار دارد ، حتّی در باره اش فرموده :  « إنَّ الصَّلوة تَنْهَی عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ( 4 ) »

ترجمه : «  نماز ( انسان را ) از زشتیها و گناه باز می دارد » .

و در قرآن کریم در باره ی هر امری سفارش می کند ، در صدر آن و در اوّلش نماز را به یاد می آورد .

  •      علّامه ی طباطبائی در تفسیر خود المیزان می فرماید : « این دو ( صبر و نماز ) بهترین وسیله برای پیروزی است چون صبر هر بلا و یا حادثه ی عظیمی را کوچک و ناچیز می کند و نماز که اقبال به خدا و التجاء به اوست روح ایمان را زنده می سازد و به آدمی می فهماند که به جائی تکیه دارد که انهدام پذیر نیست و به سببی دست زده که پاره شدنی نیست .

   و اینکه فرمود : از صبر و نماز برای مهمّات و حوادث خود کمک بگیرید ، برای این است که در حقیقت یاوری به جز خدای سبحان نیست . »  پایان فرمایش علامه طباطبائی اعلی الله مقامه

  •       در آیه دستور داده شده که مردم با ایمان در برابر حوادث مختلف از نیروی صبر و نماز کمک بگیرند . ولی در ادامه فقط صبر را توصیف کرد و فرمود :  « إنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرین » و از نماز چیزی نفرمود ؛ این بدین جهت است که مقام آیات مورد بحث مقام برخورد با مواقف هول انگیز و همآوردی با شجاعان است و در این مقام اهتمام ورزیدن به صبر مناسب تر است لذا فرمود : « إنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرین » و نفرمود : إنَّ اللهَ مَعَ المُصَلّین .
  •             معیّت در آیه ی مورد بحث ( اینکه فرمود : خدا با صابران است )  به معنای یاری کردن صابران است می خواهد بفرماید : الصبر مفتاح الفرج ، صبر کلید فرج خدائی و یاری اوست .

پس معیّت ، اجتماع خدا با صابران نیست چون خدا مکان برایش معنا ندارد چون جسم نیست  .

 

تأثیر نماز در تربیت فرد و جامعه ( 5 )

   گر چه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد ، ولی دقّت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به ریزه کاری های بیشتری در این زمینه رهنمون می سازد :

1 _  روح و اساس و هدف و پایه و مقدّمه و نتیجه و بالاخره فلسفه ی نماز همان یاد خداست ، همان « ذکر الله » است که در آیه ی 45 سوره ی عنکبوت به عنوان برترین نتیجه بیان شده است ( 6 ) .

   البته ذکری که مقدّمه ی فکر ، و فکری که انگیزه ی عمل بوده باشد ، چنانکه در حدیثی از امام صادق علیه السّلام آمده است که در تفسیر جمله ی «  وَ لَذِکْرُ اللهِ أکْبَرُ »  فرمود : « ذِکْرُ الله عِنْدَ مَا أحَلَّ و حَرَّمَ ؛ یاد خـدا کردن بـه هنگام انجام حلال و حرام ( 7 ) » . ( یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد )  .

2 _ نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند ، لذا در حدیثی می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله از یاران خود سؤال کرد : « اگر بر در خانه ی یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد ، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند ؟ »

در پاسخ عرض کردند : نه ، فرمود : « نماز درست همانند این آب جاری است ، هر زمان که انسان نمازی می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام داده شده از میان می رود ( 8 ) » .    

3 _ نماز سدّی در برابر گناهان آینده است ، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند ، و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد ، و پر واضح است که ایمان و تقوی نیرومندترین سدّ در برابر گناه است .

4 _ نماز غفلت زُدا است ، بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حقّ آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند ، امّا نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود ، مرتّباً به انسان اخطار می کند ، هشدار می دهد ، هدف آفرینش او را خاطر نشان می سازد ، موقعیّت او را در جهان به او گوشزد می کند و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویّاً به او بیدار باش گوید .

  5 _ نماز خود بینی و کبر را در هم می شکند ، چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا می گذارد ، خود را ذرّه ی کوچکی در برابر عظمت او می بیند ، بلکه صِفری در برابر بی نهایت . پرده های غرور و خود خواهی را کنار می زند ، تکبّر و برتری جوئی را در هم می کوبد .

6 _ نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح می دهد چرا که نماز روح اخلاص را زنده می کند ، زیرا نماز مجموعه ای است از نیّت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه ، تکرار این مجموع در شبانه روز بذر سائر اعـمال نیک را در جـان انـسان مـی پـاشد و روح اخـلاص را تقویـت می کند .

در حدیثی از امام صادق علیه السّلام می خوانیم : « نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر نماز قبول شود سائر اعـمال هم قبول مـی شود و اگـر نماز رد شود سـائر اعمال نیز مـردود می شود » .  

7 _ نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجّه به شرائط صحّت ، دعوت به پاکسازی زندگی می کند ، چرا که می دانیم مکان نمازگزار ، لباس نماز گزار ، فرشی که بر روی آن نماز می خواند ، آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند ، محلّی که در آن غسل و وضو انجام می شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد . کسی که آلوده به تجاوز و ظلم ، ربا ، غصب ، کم فروشی ، رشوه خواری و کسب اموال حرام باشد چگونه می تواند مقدّمات نماز را فراهم سازد ؟

بنابر این تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران .

8 _ نماز روح انضباط را در انسان تقویت می کند ، چرا که دقیقاً باید در اوقات معیّنی انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است ، همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیّت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها ، پذیرش انضباط را در برنامه های زندگی کاملاً آسان می سازد .

   همه ی اینها فوائدی است که در نماز ، قطع نظر از مسأله ی جماعت وجود دارد و اگر ویژگی های جماعت را بر آن بیفزائیم که روح نماز همان جماعت است برکات بی شمار دیگری دارد که مجال بیشتری می طلبد و چه اینکه کم و بیش همه آن آنها آگاهیم .

   گفتار خود را در زمینه ی فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی از امام علی بن موسی الرِّضا علیهما السّلام پایان می دهیم : امام علیه السّلام در پاسخ نامه ای که از فلسفه ی نماز در آن سؤال شده بود فرمود ند : « علّت تشریع نماز توجّه و اقرار به ربوبیّت پروردگار است ، و مبارزه با شـرک و بت پـرستی ، و قـیام در پیشگـاه پروردگار در نهایت خضوع ونهایت تواضع ، و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار .

   و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکّر باشد ، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند ، مست و مغرور نشود ، خاشع وخاضع باشد ، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد. 

   علاوه بر اینکه مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می گردد ، سبب می شود که انسان مولا و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند ، روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید . و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او ، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلو گیری می کند ( 9 ) »

پـایـان

 

1 -  سوره ی آل عمران 3 آیه ی 186 و سوره ی لقمان 31 آیه ی   

      17 و سوره ی شوری 42 آیه ی 43

2 -  سوره ی فصِّلت 41 آیه ی 35

3 -  سوره ی زمر 39 آیه ی 10

4 – سوره ی عنکبوت 29 آیه ی 45

5 – بر گرفته از کتاب شریف تفسیر نمونه

  6  -  « أقِم الصَّلوة إنَّ الصَّلوة تَنْهَی عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللهِ أکْبَرُ » .

ترجمه : « و نماز را بر پا دار، که نماز ( انسان را ) از زشتیها و گناه باز می دارد و یاد خدا بزرگتر است  » .

7 – بحار الانوار ج 82 ص 200

8 – وسائل الشّیعه ج 3 ص 7

9 – وسائل الشیعه ج3 ص 4