نقل شده که « یزید بن عبد الملک بن مروان » را کنیزی بود « حُبابه » نام که پیوسته با او در عیش و عشرت بود تا هنگامی که حُبابه بمرد ، خلیفه از مرگ او سخت غمگین شد و عیش منقّص و عقل او ناقص گردید ، مدّتی اجازه نداد که مرده ی حبابه را دفن کنند و پیوسته او را می بوسید و می بوئید تا آنکه بدن حبابه متعفّن شد و گندید ، و مردمان خلیفه را بر این کار عیب کردند ، اجازه داد تا دفنش نمودند و خود بر سر قبر او مقیم شد . امّا تاب نیاورد و دیگر باره امر کرد تا قبر حبابه را نبش کردن و جیفه ی گندیده ی او را از گور در آوردند .

بالجمله بعد از 15 روز از مرگ حبابه گذشته ، یزید نیز بمرد .

( منبع : کتاب ارزشمند « تتمه المنتهی » تألیف مرحوم شیخ عبّاس قمی رحمه الله صفحه 147 )