وجوب روزه 

     در قرآن کریم بعضی از آیات با عبارت «‌ یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا » شروع شده اند که در واقع خطاب هائی است به مؤمنین . شاید برای شما مؤمن گرامی هم مهمّ باشد بدانید که در این آیات برای مؤمنین از جمله خود شما چه مطالبی بیان شده است .

     بنده مطالعاتی را در تفسیر علمای شیعه در مورد این آیات کرده ام که برای استفاده ی شما عزیز در وبلاگم می گذارم انشاءالله که برایتان قابل استفاده باشد . البته در هر نوبت آیه ای از آین آیات را می گذارم که به تدریج استفاده شود . راستی برای استفاده ی دیگر مؤمنین به سائر دوستانت هم معرّفی کن در ضمن از نظرات خود محروممان نفرمائید .

    

پنجمین آیه ای که با خطاب شریف  « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا »  در قرآن کریم وجود دارد در سوره ی مبارکه ی بقره 2 آیه ی 183  می باشد . 

« یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواکُتِبَ عَلَیکُمْ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مَنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ »

     ترجمه : ‹‹  ای افرادی که ایمان آورده اید ! روزه بر شما نوشته شده ، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد ؛ تا پرهیزگار شوید ››  .

ترجمه ی منظوم :

شـما ای کـسانـی کـه ایمـانـتـان           [ فـروزنـده دارد دل و جـانتـان ]

نـوشتـه شـده بـر شمـایـان صـیام           بدانسان که مکتوب آمد [ بنام ]

کسان را که بودند پیش از شمای           مـگر زهـد ورزید [ بهر خدای ]

  •            اصل« صوم » در لغت به معنی امساک و خود داری است . ولی در شرع عبارت است از اینکه کسانی که دارای شرائط خاصّی هستند ، باید از چیزهای مخصوص ـ که نُه عدد بوده و از آنها به ُمفطرات روزه تعبیر می کنند ـ در زمان معیّنی خود داری نمایند .

     پس « صوم » اسم است برای یک عمل شرعی که در آن معنی لغوی نیز نهفته است . « صیام » نیز به معنی « صوم » است . در واقع « صوم » و « صیام » مصدر فعل « صام » می باشد .

  •         روزه از عبادات بسیار بزرگ و یکی از امور پنجگانه است که اسلام بر آن بنا شده و بر چهار قسم است :

الف ـ واجب : مانند روزه ی ماه مبارک رمضان و روزه ی قضا و روزه ای که با اجاره یا نذر یا عهد یا قسم واجب می گردد و نیز روزه ی کفّارات و روزه ی بدل هدی و روزه ی فرزند بزرگتر از جانب پدرش بعد از فوت او .

ب ـ حرام : مانند روزه ی عید فطر و عید قربان و روزه ی زن با نهی شوهر و روزه ی فرزند با نهی پدر و مادر در صورتیکه روزه واجب نباشد و روزه ی مسافر غیر از مواردی که استثنا شده و روزه ی نذر حرام و روزه ی مریض با خوف ضرر .

ج ـ مکروه : مانند روزه ی عرفه با حصول ضعف در دعا و روزه ی تاسوعا و عاشورا و روزه ی میزبان با نهی میهمان و بالعکس .

د ـ مستحب : و آن در غیر موارد وجوب و حرمت و کراهت است . البتّه به بعضی روزها تأکید شده است مثل روزه ی .. .

  •        علماء برای روزه سه درجه و مرتبه ذکر کرده اند :

      الف ـ روزه ی عوام و آن عبارت است از امساک و خودداری نمودن از آنچه در شرع مقدّس اسلام به عنوان مبطل روزه قرار داده شده می باشد .

     ب ـ روزه ی خواص : و آن عبارت است از امساک نمودن از همان اموری معیّن به اضافه ی خودداری از هر چیز منافی با تقوا است .

     ج ـ روزه ی خاص الخاص : و آن امساک از ما سوی الله است و باز داشتن و نگاهداشتن قلب خود از غیر خدا است مگر اینکه آن چیز مقدمّه و وسیله ای برای انجام امر دین و ذخیره ی آخرت باشد . 

  •         علماء در باره ی اعضاء و جوارح نیز نوشته اند : روزه ی زبان عبارت است از محافظت و نگاهداری زبان از دروغ ، فحش ، تهمت ، غیبت و امثال اینها . روزه ی چشم عبارت است از خود داری نمودن از نگاه به مناظر ممنوعه و محرّمه . روزه ی نفس عبارت است از ترک آرزو و آمال دنیوی و ترک شهوات نفسانی . روزه ی قلب عبارت است از تخلیه ی آن از محبّت دنیا و زینت آن . روزه ی روح تخلیه ی آن است از آرزوهای نعمت های اُخروی و روزه ی سر قطع نمودن از غیر خدا و باز داشتن روح و روان است از غیر او .
  •          روزه ی ماه مبارک رمضان از جمله لوازم ایمان بوده و وسیله ای برای تربیت روح و روان است و چنانچه از این آیه استفاده می شود روزه اختصاص به مؤمنین دارد و شامل تمام افراد بشر نمی گردد . و لکن بین  دانشمندان گفتاری است که آیا کفّار مکلّف به فروع می باشند همانطور که مکلّف به اصول هستند یا نه ؟

     اکثر مفسرین و فقهاء می گویند که کفّار همانگونه که مکلّف به اصول اند مکلّف به فروع نیز می باشند و این آیه که مؤمنین را مورد خطاب قرار داده نفی تکلیف از کافرین نمی کند ، زیرا ملل اسلامی همه معتقدند بر اینکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله برای جنّ و انس پیغمبر بوده نه فقط برای کسانی که ایمان آورده اند .

  •      روزه قطع نظر از زیبائیهای دیگرش ، یک زور آزمائی و خودشناسی است . شخص روزه دار وقتی که دید می تواند در مدّت معیّنی از همه ضروریّات بدن صرف نظر کرده و گرسنه و تشنه بماند ، می داند که دست کشیدن از محرّمات بر او میسّر است . بدین وسیله درهای تقوا و مقاومت در برابر شهوات به روی شخص باز می شود . و نیز می تواند خود را به انجام واجبات و مستحبّات وا دارد .
  •      سؤال : آیا روزه خودش هدف است یا وسیله است برای کسب تقوا ؟ پاسخ : فرموده اند مانعی نیست که روزه در عین هدف بودن وسیله ی تقوا و پرهیزکاری باشد مانند وضو ، با آنکه مقدّمه ی نماز است خود یک عمل عبادی و عامل نزدیکی به خدا می باشد . در اینکه روزه خودش هدف و مصداق تقوا و موجب تقرّب به خداست شکّی نیست .
  •      روزه همانگونه که از آیه روشن می شود در شریعت های دیگر نیز بوده . از کلام قرآن کریم که حضرت مریم علیها السّلام گفت : « إنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَانِ صَوْمَاً فَلَنْ اُکَلِّمَ الْیَوْمَ إنْسِیّاً ؛ من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام ، بنابر این امروز با هیچ انسانی سخن نمی گویم ( مریم 19 / 26) » معلوم می شود در بنی اسرائیل روزه ی سکوت بوده که از سخن گفتن روزه می گرفتند ولی در اسلام نمی شود سکوت را جزء نیّت روزه و سخن گفتن را مُبطل دانست .

     البتّه « کَمَا کُتِبَ » بیان مشابهت در اصل روزه است نه چگونگی و مقدار آن . پس آیه نه دلالت بر این دارد که تمامی امتها بدون استثنا روزه داشته اند ، و نه دلالت بر اینکه روزه ی همه ی امتها مانند روزه ی ما مسلمانان در خصوص رمضان و از ساعت فلان تا ساعت فلان و دارای همه ی خصوصیّات روزه ی ما بوده بلکه تنها در مقام اینست که اصل روزه و خود داری را در امتهای پیشین اثبات کند و بفرماید که امتهای پیشین هم روزه داشته اند .

     از امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه ی مورد بحث نقل شده که فرمودند « إنَّمَا فَرَضَ اللهُ صِیَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلی الأنْبِیَاءَ دُونَ الاُمَم ؛ همانا واجب کرده است روزه ی رمضان را بر پیامبران نه بر امتها    من لایحضره الفقیه ج2 ص 62  » .

     بنابراین ، امت مسلمان به دلیل وجوب روزه بر پیامبر صلی الله علی و آله و امت اآن حضرت ، بر سایر امت ها برتری یافتند .

  •    اثر اجتماعی روزه :

     روزه یک درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است ، زیرا با انجام این دستور مذهبی افراد متمکن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس می یابند ، و هم با صرفه جوئی در غذای شبانه روزی خود می توانند به کمک آنها بشتابند . البتّه ممکن است با توصیف حال گرسنگان و محرومان مردم متمکّن را متوجه حال آنها ساخت ، ولی اگر مساله جنبه ی حسّی و عینی به خود بگیرد ، اثر دیگری دارد . روزه ، به این موضوع مهم اجتماعی رنگ حسّی می دهد ة در حدیث معروفی از امام صادق علیه السّلام نقل شده که هشام بن حکم از علّت روزه پرسید امام علیه السّلام فرمودند : « إنَّمَا فَرَضَ اللهُ الصِّیَامَ لِیَسْتَوِی بِهِ الْغِنَی وَ الْفَقِیر ؛ روزه در اسلام واجب شده تا فقراء و اغنیاء یکسان و برابر گردند » .

  •       اثر بهداشتی و درمانی روزه

     در طب امروز و همچنین در طب قدیم اثر معجزه آسای « اِمساک » در درمان بیماری ها بههیچ وجه قابل انکار نیست ، و کمتر طبیبی است که در نوشته های مشروح خود اشاره ای به این حقیقت نکرده باشد . زیرا می دانیم عامل بسیاری از بیماری ها زیاده روی در خوردن غذاهای مختلف است ، چون مواد اضافی جذب نشده به صورت چربی های مزاحم در نقاط مختلف بدن ، یا چربی و قند اضافی در خون باقی می ماند ، این مواد اضافی در لابلای عضلات بدن در واقع لجن رارهای متعنّنی برای پروزش انواع میکروب های بیماری عفونی است و در این حال بهترین راه برای مبارزه ی با این بیماری ها نابود کردن این لجنزارها از طریق امساک و روزه است .

     روزه زباله ها و مواد اضافی و جذب نشده ی بدن را می سوزاند ، و در واقع بدن را « خانه تکانی » می کند . به علاوه یک نوع استراحت قابل ملاحظه ای برای دستگاههای گوارشی و سرویس کردن آنها فراهم می سازد .

     بدیهی است شخص روزه دار طبق دستور اسلام به هنگام افطار و سحر نباید در غذا افراط و زیاده روی کند ، تا از این اثر بهداشتی نتیجه ی کامل بگیرد ، در غیر این صورت ممکن است نتیجه ی مطلوب گرفته نشود .

  •     اثر تربیتی روزه

     یکی از فوائد بزرگ روزه تربیت روح و تقویت اراده و تعدیل غرائز انسانی است . روزه دار در حال روزه با وجود گرسنگی و تشنگی و خودداری از سائر لذائذ ی که باید از آن چشم بپوشد ، روح و اراده ی خویشتن را تقویت می کند ، روی این اصل مقصود از روزه به دست گرفتن زمام نفس سرکش و تسلّط بر شهوات و هوس هاست ، در حقیقت مهمترین فلسفه ی روزه همین اثر اخلاقی و تربیتی است ، انسانی که هر لحظه تشنه و گرسنه شد آب و غذا در اختیار اوست همانند درختانی است که در پناه دیوارهای باغ بر لب نهر ها می رویند ، که یک روز قطع آب ممکن است باعث پژمردگی یا خشکیدن آنها گردد ، این درختان ناز پرورده ، کم مقاومت ، کم دوام و بسیار ناپایدارند ؛ امّا درختانی که از لابلای صخره های سخت می رویند و نوازشگر شاخه های آنها از همان طفولیّت طوفان های سخت کوهستان و محرومیّت های گوناگون است ، محکم ، با دوام ، پر مقاومت و سخت گوش و سخت جانند .

     روزه نیز با محدودیّت ها و محرومیّت های موقّت خود به روح و جسم انسان توان و قدرت و مقاومت و به دنبال آن نور و صفا می بخشد . جمله ی « لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » نیز اشاره به همین حقیقت است . 

     تقوا در اصل از ماده ی « وقایه » به معنی نگهداری یا خویشتن داری است و به تعبیر دیگر یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می کند ، و در واقع نقش ترمزی را دارد که ماشین وجود انسان را در پرتگه ها حفظ و از تندروی های خطرناک باز می دارد .

     بعضی تقوا را به حالت کسی تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور می کند ، سعی دارد دامن خود را کاملاً بر چیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خاری در پایش بنشیند و یا دامنش را بگیرد .

« عبد الله معتز » این سخن را به شعر درآورده است :

خَلَّ الذُّنُوبَ صَغِیرَهَا              وَ کَبِیرَهَا فَهُوَ التُّقَی

وَاصْنَعْ کَمَاشٍ فَوْقَ أرْ              ضِ الشَّوکِ یَحْذِرُ مَا یَرَی

لاَ تَحْقَرَنَّ صَغِیرَةً                 إنَّ الْجِبَالَ مَنْ الْحِصَی

ترجمه : گناهان را از کوچک و بزرگ ترک کن که حقیقت تقوا همین است .

همچون کسی باش که در یک زمین پر خار با نهایت احتیاط گام بر می دارد .

گناهان صغیره را کوچک مشمار که کوهها از سنگ ریزه ها تشکیل شده اند .

  •                علمای اخلاق فرموده اند: مرحله ی ابتدائی تقوا همان احساس مسئولیّت درونی است ، تا این احساس مسئولیّت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه ی سازنده ای حرکت نمی کند . درست است که مرحله ی نهائی تقوا بعد از ایمان و عمل به دستورات خدا حاصل می شود ولی مرحله ی ابتدائی آن قبل از همه ی این مسائل قرار دارد ، لذا اگر انسان احساس مسئولیّتی در خود نکند به دنبال تحقیق از دعوت پیامبران نمی رود و به سخنان آنها گوش نمی دهد . 
  •                 قرآن کریم بزرگترین امتیاز را برای تقوا قرار داده و آن را تنها معیار سنجش ارزش انسان ها می شمرد : حجرات 13 : « إنَّ أکْرَمَکُمْ عِنْدَاللهِ أتْقَاکُمْ ؛ گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست » .

     در جای دیگر تقوا را بهترین زاد و توشه شمرده است : بقره 197 : « وَ تَزَوَّدُوا فَإنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقوَی ؛ زاد و توشه تهیه کنید ، که بهترین زاد و توشه پرهیزگاری است » .

     در جای دیگر لباس تقوا را بهترین لباس می شمرد : اعراف 26 « وَ لِبَاسُ التَّقْوَی ذَلِکَ خَیْرٌ ؛ امّا لباس پرهیزگاری بهتر است » .

     در جای دیگر اهمیّت این موضوع را تا آن حد بالا برده که خدا را « اهل تقوا » می شمرد و می فرماید : مدثر 74 / 56 « هُوَ أهْلُ التَّقْوَی وَ أهْلُ الْمَغْفِرَة ؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است » .

  •                 فرموده اند : خمیر مایه ی تقوا دو چیز است : یاد خدا ، یعنی توجّه به مراقبت دائمی و حضور او در همه جا و همه حال ؛ و توجّه به دادگاه عدل خدا و نامه ی اعمالی که هیچ کار صغیره و کبیره ای که وجود ندارد مگر اینکه در آن ثبت می شود . به همین دلیل توجه به این دو اصل ( مبدأ و معاد ) در سرلوحه ی برنامه های تربیتی انبیاء و اولیاء قرار داشته و تأثیر آن در پاکسازی فرد و اجتماع کاملاً چشمگیر است .
  •               تقوا در همه ی ابعاد و در مفهوم وسیع اش ، از جمله تقوا در برابر مخالفان ، اسیران ، با منحرفان رعایت ادب کرده و از دروغ و تهمت پرهیز کرد ، حتّی در میدان جنگ متعرّض کودکان و پیران و زنان نشد حتّی چهار پایان را نباید از بین برد ، مزارع را نباید از بین برد ، آب به روی دشمن نباید قطع کرد . ( البته موارد استثناء که بسیار نادر است از این حکم خارج می باشد ) .
  •                 روایت شده که از امام صادق علیه السّلام راجع به تفسیر تقوا پرسش شد امام فرمودند : « أنْ لاَ یَفْقُدُکَ اللهُ حَیْثُ أمَرَکَ وَ لاَ یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ ؛ تقوا آنست که خداوند متعال در مواقعی که امر فرموده ، تو را ببیند و در آنجا که نهی فرموده است تو را نبیند .
  •                و مطلب آخر در مورد تقوا کلام زیبای سعدی علیه الرّحمه :

اگر لذّت ترک لذّت بدانی                  دگر لذّت نفس ، لذّت نخوانی

هزاران درِ خلق ، بر خود ببندی             گرت باز باشد ، دری آسمانی

سفر های علوی کند ، مرغ جانت         گر از چنبر آز ، بازش پرانی

                          

پیام ها و نکته ها

1)             خطاب و ندای زیبا ، گامی به سوی تأثیر گذاری پیام است . در روایات می خوانیم : لذّت خطاب « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا » سختی روزه را آسان می کند . اگر والدین نیز بخواهند که فرزند شان به سخنان شان گوش دهند باید آنان را زیبا صدا بزنند .

2)             از شیوه های تبلیغ آن است که باید دستورات مشکل آسان جلوه داد . مثلاً در این آیه می فرماید : این فرمان روزه مختص شما مسلمانان نیست ، در امّت های پیشین نیز این قانون عمل می شد .

3)             از شیوه های دیگر بازگوئی آثار و نتایج دعوت است . اگر مردم نتیجه ی کاری را بدانند در انجام آن نشاط بهتر و بیشتر از خود نشان می دهند . « لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » .

4)             تقوا ، مرتبه ای برتر از ایمان است زیرا به مؤمنان می گوید روزه بگیرید تا تقوا تحصیل کنید .

 

پایان