تمام اسلام         

     در قرآن کریم بعضی از آیات با عبارت «‌ یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا » شروع شده اند که در واقع خطاب هائی است به مؤمنین . شاید برای شما مؤمن گرامی هم مهمّ باشد بدانید که در این آیات برای مؤمنین از جمله خود شما چه مطالبی بیان شده است .

     بنده مطالعاتی را در تفسیر علمای شیعه در مورد این آیات کرده ام که برای استفاده ی شما عزیز در وبلاگم می گذارم انشاءالله که برایتان قابل استفاده باشد . البته در هر نوبت آیه ای از آین آیات را می گذارم که به تدریج استفاده شود . راستی برای استفاده ی دیگر مؤمنین به سائر دوستانت هم معرّفی کن در ضمن از نظرات خود محروممان نفرمائید     

     ششمين آيه اي كه با خطاب شريف شريف  « يَا أيُّهَا الَْذِينَ آمَنُوا »  در قرآن كريم وجود دارد در سوره ي مباركه ي بقره 2 آيه ي 208 مي باشد :   

 « يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ إنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ »

      ترجمه : ‹‹ اي كساني كه ايمان آورده ايد ! بدون هيچ اختلافي همگي تسليم خدا شويد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد كه او دشمن آشكار شماست . ››

   مفسّرين در باره ي كلمه ي  « الَّذِينَ آمَنُوا » و كلمه ي «  السِّلْمِ »  اقوال متعددي دارند كه موجب تغيير معناي كلي آيه مي شود كه چند قول براي نمونه آورده مي شود :

  •       منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » مؤمنين واقعي و منظور از « السِّلْمِ » ولايت و اطاعت از آل محمّد صلي الله عليه و آله  باشد .

     كه در اين مضمون رواياتي نيز از اهل بيت عليهم السّلام واردشده است : عن ابي بصير قال : سمعت ابا عبدالله عليه السّلام يقول : «  « يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ » ، قال (ع) أتدري ما السّلم ؟ قال : قلتُ : لا أعلم ، قال (ع) : ولاية علي و الائمة الاوصياء من بعده ، و قال (ع)  خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ والله ولاية فلان وفلان » .

امام باقر عليه السّلام : ‹‹  « ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ » اي ادخلوا في ولايتنا ›› . در حديث ديگر : ‹‹ اي أُمروا بمعرفتنا ، امر شدند كه معرفت ما را پيدا كنند ›› .

  •         منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » گروهي از اهل كتاب باشد كه ايمان آورده بودند ولي براي بعضي از اعتقادات و احكام دين قبلي خود ارزش و احترام قائل بودند . و منظور از « السِّلْمِ »   دين مقدّس اسلام باشد .

 لذا آيه بفرمايد : به طور كلّي و همه جانبه به اسلام گرائيد و به احكام دين اسلام بدون تبعيض عمل كنيد و ترك فروع آن نكنيد .

شأن نزولي هم براي آيه بعضي مفسرين آورده اند كه مؤيّد اين قول است : جمعي از يهود خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله آمده اسلام آوردند و از آن حضرت در خواست كردند كه حكم حرام بودن كار در روز شنبه و نيز حرمت گوشت شتر ( كه در آئين يهود است ) همچنان در حقّ آنها باقي بماند . پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند : ‹‹  به همه ي احكام اسلام بدون استثناء بايد ملتزم شويد  ›› .

  •          منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » مؤمنين واقعي باشند و منظور از كلمه ي « السِّلْمِ» صلح و سازش شامل هر نوع اختلافي كه در بين مؤمنين باشد و در هر زمان و مكاني كه باشد خواهد شد . چنانكه فعلاً مشاهده مي شود مؤمنين دچار انواع و اقسام اختلافات مخصوصاً اختلافات عقائد و مذاهب مي باشند و دشمنان حداكثر استفاده را از اين موقعيّت خطر ناك مي نمايند .
  •          منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » مؤمنين واقعي باشند و منظور از كلمه ي « السِّلْمِ » دين مقدّس اسلام باشد يعني « داخل در اسلام شويد »  و با توجّه به اينكه خطاب به عنوان مردم مؤمن است پس بايد آن را به معناي ‹‹ به اسلام خود ادامه دهيد و در آنچه داخل شده ايد ( اسلام ) ثابت قدم باشيد ›› گرفت مانند آيه ي « يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولُِه » .
  •       منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » منافقين باشند كه اظهار ايمان مي كردند و در باطن كافر بودند ، و منظور از كلمه ي « السِّلْمِ » دين مقدّس اسلام باشد يعني همگي به دل تصديق كنيد و به ظاهر و باطن اطاعت نمائيد ، و از جهت وسوسه هاي شيطاني كفر را در باطن پنهان مكنيد و متزلزل مشويد بعد از ايمان آوردن .
  •           منظور از « الَّذِينَ آمَنُوا » مؤمنين واقعي و منظور از « السِّلْمِ »  تسليم بي چون و چرا در برابر احكام و دستورات الهي بوده و منظور اين باشد كه به مجموعه ي اسلام بايد عمل كرد .
  •           كلمات « سلم » ، « اسلام » و « تسليم » به يك معنا است و كلمه ي « كافّّه - همگي » مانند جميعاً تأكيد را افاده مي كند . بنابر اين چون خطاب به مؤمنين است و مؤمنين مأمور شده اند همگي داخل در سلم شوند ، پس در نتيجه امر در آيه مربوط به تك تك افراد جامعه است .

   هم بر تك تك افراد جامعه و هم بر جميع كه در دين خدا چون و چرا نكنند و تسليم امر خدا و رسول او گردند . و براي خود صلاح ديد و استقلال به رأي قائل نباشند و به غير طريقي كه خدا و رسول بيان كرده اند طريقي ديگر اتّخاذ ننمايند .

   دين اسلام كه يك آئين آسماني بوده و رسالت جهاني دارد مجموعه ايست از اصول عقائد فطري و احكام فردي و وظائف اجتماعي كه به هم پيوسته مي باشند . به عبارت ديگر اين مقرّرات و احكام ، شاخه برگ هائي هستند كه از ريشه ي يكتا پرستي روئيده و وظيفه ي هر فرد  مسلمان آن است كه به مجموعه ي اين تعليمات معتقد بوده و از پيروي هيچ يك از دستورات آن تخلّف نورزد .

       بنابر اين مؤمن بايد خود را مأمور به انجام جميع فروع احكام اسلام بداند نه اينكه به بعضي احكام عمل كند ، مثلاً نماز و روزه را به جا آورد و بعضي ديگر مانند زكات و صدقه و حدود خدا و منع شراب و ربا و قمار را اهميّت نداده به آن عمل ننمايد . حال امروزه ي مسلمين را كه مي نگريم اين آيه را از آيات إخبار به غيب ، بالنسبة به مسلمانان مي بينيم ، زيرا در اين روزگار و آنچه ما مسلمانان بر آن حال هستيم جز مشتي ستمكار به خويشتن نيستيم و همگان تابع خطوات شيطانيم و تقليد او را مي كنيم .

 

   با اين بيان دخول در سلم عبارت است از تمكين حق . انسان بايد در مقابل حرف حضرت حق خاضع باشد به اين معنا كه فوراً قبول نمايد و تعصّب و لجاجت و تكبر و عناد ننمايد ، خواه اسلام باشد خواه ايمان ، خواه اصول باشد خواه فروع ، خواه مواعظ و سنن و خواه بَراهين و حِكَم ، هر چه باشد و از هر كه باشد ، كه چنين شخصي را سلم و منقاد و منصف گويند . و مقابل آن را حرب و سركش و متعصّب خوانند و او كسي است كه به زودي زير بار حق نمي رود و چنين شخصي تابع گامهاي شيطان است . و اين خو و خُلق نمي گذارد انسان عالِم و عامِل شود و محبوب حق و خلق گردد و از تمام خيرات و حسنات به واسطه ي اين ملكه ي رذيله باز مي ماند و اين يكي از اُمَّهات اخلاق سيئه است كه زاد و ولد بسيار دارد .        

  •   « كَافَّةً » به قاعده ي عربيّت براي تأكيد مي آورند . امّا در اينجا دو وجه تفسير دارد : اگر حال باشد از فاعل « ادْخُلُوا »  معنا مي شود : ‹‹ متّفقاً و همگي ›› . و اگر حال باشد از « السِّلْمِ »  معنا مي شود : ‹‹ به طور كلّي و همه جانبه ››  .
  •  « وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ » بعضي از علما فرموده اند : مراد از پيروي خطوات شيطان ، پيروي او در تمامي دعوت هاي او به باطل نيست بلكه منظور پيروي او است در دعوت هائي كه به عنوان دين مي كند ، و باطلي را كه اجنبي از دين است زينت داده و در لفّافه ي زيباي دين مي پيچد و نام دين بر آن مي گذارد ، و انسان هاي جاهل هم بدون دليل آن را مي پذيرند .

   و علامت شيطاني بودن آن اين است كه خدا و رسول در ضمن تعاليم ديني خود نامي از آن نبرده باشد .   

     از خصوصيّات و سياق كلام و قيود آن اين معنا نيز استفاده مي شود كه خطوات شيطان تنها آن گام هائي از شيطان است كه در طريقه و روش پيروي شود . و اگر فرض كنيم كه اين پيروي كننده مؤمن باشد كه طريقه ي او همان طرسقه ي ايمان است لاجرم طريقه ي چنين مؤمني طريقه ي شيطاني در ايمان است .  

  •  « إنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ » شيطان در اثر خود داري از سجده بر آدم عليه السّلام دشمن براي شما شده است كه گفت : اسراء 17 / 62 « لأحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَتَهُ إلَّا قَلِيلاً » ،  همه ي اولاد آدم را مهار كرده گمراه مي كنم جز عدّه ي كمي » .

 پيام ها و نكته ها :

  •   همه ي سليقه ها را كنار گذاشته ، تنها تسليم قانون خدا باشيم .
  •   ورود در فضاي سلم و اسلام وتسليم امكان ندارد مگر در سايه ي ايمان كه فرمود « يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » ، آري دخول در سلم مخصوص مؤمنان است .
  •   شيطان گام به گام به سراغ انسان مي آيد « خطوات »
  • وسوسه هاي شيطان انسان را مجبور به فساد نمي كند و انسان قدرت مقابله با شيطان و عدم اطاعت از او را دارد و به همين دليل نهي شده است  « و لاتتبعوا » .
  • شيطان دشمن سلم و وحدت شماست و همه ي نداهاي تفرقه انگيز و يا بدعت گزاريهائي كه در دين مي شود ، بلند گوهاي شيطاني هستند .
  • اسلام تمامي احكام و معارفي را كه مورد حاجت بشر است و صلاح مردم را تأمين مي كند تكفّل كرده است .
  • ترك احكام اسلام در حقيقت پيروي از شيطان است .

پايان