بر خورد متفاوت علیّ علیه السّلام در جنگ جمل و صفِین

     امام هادی علیه السّلام برادری دارد به نام موسی ( ابو احمد موسی مُبرقع که قبرش در شهر مقدّس قم است . ایشان یکی از چهار پسر امام جواد علیه السّلام است ) .

     یحیی بن اکثم نامه ای به این جناب موسی می نویسد و مسائلی را از وی می پرسد که ایشان آن سؤال ها را خدمت امام هادی علیه السّلام آورده و جواب ها را طالب می شود که تعداد 13 سؤال است .

     دوازدهمین سؤال این است : به من بگو علی علیه السّلام چگونه در جنگ صفّین فرمان به کشتن مخالفان داد حتّی در حال حمله و گریز و اجازه داد زخمی های آنان را بکشند ، با این که در روز جنگ جمل حکم داد گریخته و نیز زخمی ها را نکشند ، و به کشتن او فرمان نداد و فرمود : هر که به خانه ی خود رود و متحصّن شود در امان است ، و هر که اسلحه ی خود را بر زمین نهد در امان است ، چرا چنین کرد و اگر حکم اوّل درست است دوّمی باید نادست باشد .

     جواب : وامّا این که گفتی علی علیه السّلام اهل صفّین را در هجوم و گریز هر دو می کُشت و زخمی هایشان را هم اجازه ی کشتن می داد و روز جنگ جمل به دنبال گریخته نمی رفت و زخمی ها را نمی کشت ، و هر که سلاح به زمین می گذاشت امانش می داد ، و هر که به خانه ی خود پناهنده می شد امانش می داد ، برای این بود که رهبر قشون جمل کشته شده بود و پشتیبانی نداشتند که بدان برگردند و دوباره جنگ را از سر گیرند و مردم به خانه ی خود برمی گشتند و دست از جنگ کشیده و مخالفت را کنار گذارده و قصد تفرقه نداشتند ، راضی بودند که شمشیر از آنها برداشته شود ، حکم آنان برداشتن شمشیر و خود داری از آزارشان بود .

     ولی مردم صفّین به یک ستاد آماده و رهبر مقتدری برمی گشتند که اسلحه و زره و نیزه و تیغ برایشان فراهم می کرد ، و عطای وافر به آنها می داد و از آنها پذیرائی می کرد و بیمارشان را عیادت می کرد و شکسته ی آنان را بست و بند می کرد ، و زخمدارشان را درمان می کرد و به هر که پیاده بود مرکب سواری می داد ، و به هر که برهنه بود لباس می داد ، و آنها را به جنگ و کشتار برمی گردانید .

 لذا به این دو دسته یک حکم نکرد .

 ( منبع : تُحف العُقول عن آل الرّسول ، ابی محمّد حسن بن علیّ بن الحسین بن شعبه الحرّانی ، از علمای قرن چهارم هجری ، صفحه 504 )