انفاق کنید

     در قرآن کریم بعضی از آیات با عبارت «‌ یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا » شروع شده اند که در واقع خطاب هائی است به مؤمنین . شاید برای شما مؤمن گرامی هم مهمّ باشد بدانید که در این آیات برای مؤمنین از جمله خود شما چه مطالبی بیان شده است .

     بنده مطالعاتی را در تفسیر علمای شیعه در مورد این آیات کرده ام که برای استفاده ی شما عزیز در وبلاگم می گذارم انشاءالله که برایتان قابل استفاده باشد . البته در هر نوبت آیه ای از آین آیات را می گذارم که به تدریج استفاده شود . راستی برای استفاده ی دیگر مؤمنین به سائر دوستانت هم معرّفی کن در ضمن از نظرات خود محروممان نفرمائید .

     هفتمین آیه ای که با خطاب شریف شریف  « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا »  در قرآن کریم وجود دارد در سوره ی مبارکه ی بقره 2 آیه ی 254  می باشد . 

     « یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَلا خُلَّةٌ وَ لا شَفَاعَةٌ وَ الْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ »

      ترجمه : « ای کساین که ایمان آورده اید ! از آنچه به شما روزی داده ایم ، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن ، نه خرید و فروش است ، و نه دوستی ، و نه شفاعت ؛ و کافران ، خود ستمگرند . »

  •   آیه ی شریفه آزمندانی را که از اداء این وظیفه ی مهمّ خود داری کنند و حقوق بینوایان را تضییع نمایند تهدید نموده ، هنگام رساخیز و چگونگی آن را یاد آوری فرموده که هر یک از افراد بشر با آنچه از افعال و ملکات که در نفس خود گرد آورده است سیرت آن هویدا و بدان صورت محشور خواهد بود و نیز روابط طبیعی و آنچه در جهان طبع حکومت می کند و آسایش فردا و اجتماع را تأمین می نماید در آن منزل تأثیری نخواهد داشت .

   در واقع نهیب این خطاب به کسانی است که به توحید و رسالت اسلام ایمان آورده اند . اینها هستند که در راه ایمان و توحیدِ عقیده ی خلق و در نتیجه ی آن ، بسط عدل و تفاهم بشری و فراهم نمودن نیروهای جنگی که  زمینه ی اختلافات و جنگها را از میان بر دارد ، باید از قسمتی از آنچه به آنها روزی شده بگذرند و این تکلیف را در همه شرائط و در حال جنگ و صلح هم باید انجام دهند تا پیش از گذشت از گذرگاه این جهان ، مسؤلیّت ایمانی و تاریخی جبران ناپذیر خود را انجام داده باشند . 

  •   از آیه می توان پی برد که بهترین توشه برای سفر قیامت انفاق و کمک به خلق است خواه به علم و مال و مقام باشد ، خواه به زور بازو و دست و پا و زبان که گویا خدای رحمان چنین نعمتهائی به انسان کرامت فرموده که هم در اثر آن امور دنیوی وی تأمین گردد و هم مایه تجارت .خروی شود و ربح آن در سرای دیگر عاید وی گردد .
  •   بعضی از علما فرموده اند که مقصود از آیه ، زکات واجب است و مانند آن ( مانند خمس و زکات و انفاق اهل و عیال و قضای دِین و ... ) نه صدقات مستحبّه ، چون با تهدید همراه است ، و به اضافه ظاهر امر اقتضای وجوب می کند .

     ولی برخی دیگر از علما می فرمایند : این انفاق شامل صدقات واجب و مستحب هر دو می شود . و البتّه اقوی هم همین است زیرا در آیه قیدی نیامده و امر ، عام و مطلق می باشد و در آیه تهدیدی هم ذکر نشده که قرینه زکات واجب باشد و آنچه در آخر آیه آمده « مِنْ قَبْلِ أنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ ...»  صرفاً برای بیان عظمت ترس و وحشت روز قیامت و سختی های آن است .

  •   « مِمَّا » در آیه از اسماء موصوله و اشاره به عموم دارد ، اگر چه به اعتبار فهم عُرفی انفاق منصرف به بذل مالی است لکن به اعتبار عمومیکه از الَّذی استفاده می شود و معنی حقیقی موصولات چنین است امر به  « أنْفِقُوا » شامل می گردد آنچه را که خداوند به انسان بخشش نموده اعمّ از علم ، مال ، مقام ، قوّت ، شوکت و آنچه مردم به آن محتاجند .
  •    « مِنْ قَبْلِ أنْ یَأْتِیَ ... » قبل از آن روزیکه ( قیامت ) نه تجارتی است در آن روز و نه دوستی زیرا همه مردمِ گناهکار در اثر گناه ، دشمنان یکدیگرند . و لذا در آن روز هر کسی به فکر خود و سرنوشت خودش می باشد و به فکر دیگری نیست و از این جهت دوستی در آن روز نیست و این نظیر آن آیه شریفه است که می فرماید : «  ألأخِلاّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إلاّ الْمُتَّقِینَ ؛ دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند ، مگر پرهیز کاران ( 1 ) » .
  •   « مِنْ قَبْلِ أنْ یَأْتِیَ ... » پیش از آن که  روزی بیاید که بر تدارک تقصیر خود در دادن زکات و خمس غذری نتوانید گفت ،‌ و از عذاب خدا خلاص نتوانید جست ، چه در آن روز بیعی و شرائی نباشد تا در آن تحصیل چیزی کنید که در راه خدا صرف نمائید به جهت تدارک مافات ، و آن را به فدیه بدهید و خود را از عذاب باز خرید و دوستی نباشد تا شما را نجات دهد از عذاب و نه شفیعی که شما را شفاعت کند در اسقاط آنچه در ذمّه ی شما باشد از حقوق خدا و حقوق فقرا و مساکین و غیر آن .
  •   « لا بَیْعٌ » خرید و فروشی در آن روز نباشد که تا تلافی آنچه در دنیا نکرده اید بوسیله ی این بیع و شراء در این روز بکنید و خود را از عذلب باز خرید .
  •   « وَلا خُلَّةٌ » و نباشد در آن روز خُلّت و محبّتی که اعانت و حمایت یکدیگر بجا آورید . ( مجمع البیان : خُلَّة ؛ دوستی خالص ، خلیل : دوست خالص )
  •   « وَ لا شَفَاعَةٌ » و در آن روز شفاعت و دستگیری برای غیر مؤمنین مطلقاً نیست و امّا مؤمنین پس گاهی بعضی از آنها از بعضی دیگر دستگیری و شفاعت می کنند و پیامبران نیز از آنان شفاعت می نمایند به مضمون آیه : « وَ لا یَشْفَعُونَ إلاّ لِمَنْ إرْتَضی ؛ و آنها جز برای کسی که خدا راضی ( به شفاعت برای او) است شفاعت نمی کنند ( 2 ) » . و آیه ی : « مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إلاّ بِإذْنِهِ ؛ کیست که در نزد او ، جز به فرمان او شفاعت کند ؟ ( 3 ) » 
  •   « وَ الْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ » مراد به کافران در کریمه تارکان زکاة و خمس اند و غیر آن از نفقات واجبه که ظلم بر نفس خود کرده اند ، چه خود را به جهت آن مستحق دوزخ گردانیده یا وضع مال خود کرده اند در غیر موضع آن و بر غیر وجه آن صرف کرده اند .

   وضع کافران در موضع تارکون به جهت تغلیظ تهدید است مانند : « وَ مَنْ کَفَرَ » که در مکان « وَ مَنْ لَمْ یَحجّ » واقع شده در آیه ی «  وَ لِلهِ عَلی النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنْ اسْتَطَاعَ إلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَن الْعَالَمِنَ ؛ و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه ( او ) کنند ، آنها که توانائی رفتن به سوی آن دارند . و هر کس کفر ورزد ( و حجّ را ترک کند ، به خود زیان رسانده ) ، خداوند از همه ی جهانیان بی نیاز است ( 4 )» ، و نیز به جهت ایذان به آنکه ترک زکات و سایر حقوق واجبه از صفت کفّار است لقوله تعالی : « وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکینَ الَّذِینَ لا یُؤتُونَ الزََّکَاةَ ؛ وای بر مشرکان ! همان ها که زکات را نمی پردازند ( 5 ) »‌ .

  •    « وَ الْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ » با اینکه کفر مهمّ تر و بالاتر از ظلم است علّت اینکه خداوند کافران را به عنوان ستمکار وصف می کند دو جهت است :

الف :  کافر به سبب کفرش به خود ظلم کرده و خود را برای همیشه در عذاب قرار داده است .

ب :  چون قبلاً بیان کرد که در روز قیامت برای کفّار ، معامله و شفاعت و رفاقتی نیست به دنبال آن می گوید این ، ظلمی است که خود آنها نسبت به خود نموده اند و کارهائی در دنیا انجام داده اند که سبب محرومیّت آنان شد و از ناحیه ی خدا به آنها ظلم نشده است .

  •       در بیان این مطلب که « کافران ، ایشانند ستمکاران » ، نکته ای است که بالاترین درجه ی ظلم همان است که کافر نسبت به خود انجام داده است لذا ظلم کافر غایت ظلم و نهایت تعدّی است  و اگر فردی از مؤمنان نسبت به خود و یا دیگری ظلم کند به درجه ظلم کافر نسبت به خودش نمی رسد بلکه ظلم مؤمن در جنب آن در حکم عدم ظلم است و این نکته از کلمه ی « هُم » استفاده شده می شود مانند این جمله که می گویند : ‹‹ فُلانٌ هُو الْفَقیه ›› یعنی تنها فقیه فلان مرد است که از دیگران در فقه بالاتر است .
  •    « وَ الْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ » کریمه آزمندان را که از انفاق مال که برای ترمیم ناتوانی طبقات نازله ی جامعه ی اسلامی در نظر گرفته شده خودداری کنند تهدید نموده است و از خصلت رذیله ی آز و حرص آنان تعبیر به کفر عملی نموده و آنان را بدین نظر خارج از آئین اسلام دانسته زیرا کینه و فساد را در اجتماع پی ریزی نموده و آنچه خطر بر اجتماع و بر بینوایان رُخ دهد ، به سبب حرص آنان بوده و در جهان رستاخیز نیز در صف ستمگران محشور خواهند گشت . مخفی نماند هر کافری ظالم است پس اگر کسی اضافه بر کفر ، ستمگر نیز باشد جمع بین دو ظلم نموده ، آیه ی شریفه دلالت دارد که ترک کنندگان احسان و انفاق از اشخاص غنی به صفت ظلم و کفر هر دو متّصف اند ، خصمصاً ترک کنندگان احسان واجب یعنی زکاة .
  • ·   ظلم بر سه قسم است : الف :  میان بنده و نفس خویش

                                                       ب :  میان بنده و بنده ای دیگر

                                                        ج : میان بنده و حقّ

و در مقابل این سه قسم ، اقسام عدالت است .

و عدالت مهین آن است که میان بنده و حق است و آن ایمان است همچنین ظلم مهین آن است که میان بنده و حقّ است و آن کفر است . 

  •   نکته ها و پیام ها :

1)               انفاق همیشه بخشی از مال را در بر می گیرد نه همه ی آن را « ‌مِمَّا »

2)               اشخاص غنی باید قبل از فوتِ فرصت ، احسان و انفاق کنند « مِنْ قَبْلِ أنْ یَأْتِیَ ...  »

3)               ترک کنندگان احسان مخصوصاً احسان واجب زکات ، در حکم کافر و ظالم هستند .

4)               هر کس مسءول عمل خیر و شرّ خود می باشد .

5)             گستره ی انفاق در بر گیرنده ی تمامی امکانات و داراییهای خدا دادی انسان است .

6)             توجّه به خدا دادی بودن امکانات و داراییهای انسان ، آسان کننده ی انفاق است . «  مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ »

7)               دنیا ، محلِّ عرضه ی تجارتِ سعادت و کسب توشه ی اُخروی است نه قیامت .

8)             ایمان و توجّه به ویژگی های قیامت ( نبود داد و ستد ، دوست و شفاعت ) بر انگیزاننده ی انسان به انفاق ، و اعمال خیر است .

9)             انفاق ، از عوامل بسط عدالت است ، چون ترک انفاق ظلم است پس انفاق عاملی است در جهت رفع ظلم و ایجاد عدالت .

10)             ترک کنندگان انفاق ، در واقع منکر قیامت اند : « وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکینَ الَّذِینَ لا یُؤتُونَ الزََّکَاةَ ( 6 ) »‌

پایان

 

  1.               سوره ی زخرف 43 آیه ی 67
  2.               سوره ی انبیاء 21 آیه ی 28
  3.               سوره ی بقره 2 آیه ی 255
  4.               سوره ی آل عمران 3 آیه ی 97
  5.               سوره ی فصّلت آیه ی 6 و 7
  6.               سوره ی فصّلت آیه ی 6 و 7