« نظم اجتماعی » به عنوان یک ارزش و هنجار اجتماعی از دیر باز مورد توجّه بشر قرار داشته و در واقع برای ایجاد و استحکام هنجارهای اجتماعی رویکرد به « نظم اجتماعی » امری لامحال بوده است .

     بنابراین در جامعه ای که « ارزش اجتماعی » دچار تزلزل شود ، نظم اجتماعی به هم خورده و جای خود را به « کجروی » یا « انحراف اجتماعی » می دهد .

     انسان از آن حیث که دارای نفس امّاره بوده و شیطان لئیم دائم در کمین او می باشد ، همواره توجّهی به کجروی ها داشته و وقتی افراد متعددی از جامعه گرفتار این ناهنجاری می شوند ، جامعه نوعی در گرداب « انحراف اجتماعی » فرو رفته است .

     به همین جهت ـ که انسان در معرض این خروج از صراط مستقیم فطرت قرار دارد ـ ، در طول تارخ تلاش های گوناگونی از طرف زعما و بزرگان دینی و بعضاً حکومتی انجام گرفته تا اوّلاً چرائی به وجود آمدن انحرافات اجتماعی بررسی و منقّح شود و ثانیاً راهکارهای پیشگیری از آن تبیین و در معرض استفاده ی عموم قرار گیرد .

     بدینسان انبیاء و رهبران الهی که مصلحان واقعی جامعه و مأمور از طرف پروردگار متعال می باشند ، یکی از اساسی ترین برنامه های خود را البتّه بر اساس اصل مبدأ و معاد ، اصلاح فرد و جامعه قرار داده اند بنابر این می توان اظهار داشت که جلوگیری از « انحرافات اجتماعی » و بلکه رساندن جامعه به « نظم اجتماعی » از اصلی ترین دغدغه های مصلحان واقعی و در رأس آنها انبیاء و اولیاء بوده است .

     اینک اگر چه در حال حاضر رویکردهای مختلفی از سوی مکاتب گوناگون و اندیشمندان مختلف در شناسائی انحرافات اجتماعی و راههای برخورد با این آسیب جهت رساندن جامعه به « نظم اجتماعی » صورت می پذیرد امّا برای یک محقّق و اندیشمند مسلمان سرچشمه ای زلال تر و بیکرا ن تر از معارف وحیانی که برجسته ترین تبلور آن قرآن کریم می باشد یافت نمی شود که خود را در محضر آن عرضه کرده و از این کتاب زندگانی واقعی بهره های کافی و وافی را برای خود و جامعه استخراج نماید .

     خصوصاً این که یکی از حقایقی که توسّط برخی متفکّران و تئوری پردازان البتّه پس از تحقیقات میدانی مطرح شده است این که آموزه های دینی تأثیر و نقش مهمّی در جلوگیری و محدود سازی انحراف در جامعه دارد . لذا این حقیقت را می توان مدخلی قرار داد برای بررسی دیگاه قرآن به مثابه منبع اصلی دین نسبت به این پدیده و این که قرآن با چه سازوکار معرفتی یا اخلاقی به پدیده ی انحراف نگریسته است و بر چه عناصری در پیدایش و پیشگیری ار آن تکیه می کند . به ویژه این که وحی از علم کامل و محیط الهی ریشه می گیرد و نگاه جامعی هم به انسان دارد . لذا این حقیقت ضرورت بررسی دیدگاه قرآن را مضاعف می سازد .

 

  • مفهوم انحراف اجتماعی

     انحراف در لغت به معنای تمایل ، کج روی ، شیب و میل است . و در اصطلاح تعاریف متعدّدی برای آن عنوان شده است .

      البتّه این تفاوت در تعریف به جهت تفاوت معیارهای در نظر گرفته شده برای سنجش این پدیده می باشد . مثلاً معیار و مقیاس انحراف از دیدگاه یک حقوقدان « قانون » می باشد لذا انحراف را تعریف کرده است به : « عملی که به وسیله ی قانون منع شده و مرتکب آن طبق قانون کیفر می بیند » ( 1 ) .

     و معیار یک جامعه شناس « نوع رابطه ی یک رفتار با هنجاره و قواعد زندگی اجتماعی » است ، لذا انحراف را تعریف می کند به : « رفتار فردی یا گروهی که با الگوها و هنجارهای جامعه ای که در آن زندگی می کند انطباق ندارد » ( 2 )  .  

     و معیار یک مربّی و معلّم اخلاق مقبولیّت توسّط وجدان سالم می باشد لذا تعریف می کند : « هر عمل فردی یا گروهی که رفتار زشت و ناپسند باشد یک عمل منحرفانه به شمار می رود » ( 3 )  .

     از منظر دینی معیار تعیین رفتار در ظاهر « تکلیف الهی است » لذا از نگاه دینی شاید بتوان انحراف را همان « مخالفت با دستورات الهی » تعریف کرد که در اصطللاح از آن به « گناه » یا « معصیت » تعبیر می کنیم . ( 4 )  به عبارت دیگر فعل و عملی در قرآن انحراف شمرده می شود که انجام آن باعث ناخشنودی خداوند می شود .

      البتّه با عنایت به این که در نگاه دینی کجروی همیشه جنبه ی ظاهری ندارد بلکه گاهی نوع باطنی و درونی نیز پیدا می کند لذا تعریف دینی و قرآنی از « انحراف » را نباید محدود به رفتار ظاهری فرد کرد بلکه علاوه بر کجروی ، کج اندیشی و کج باوری را هم در بر می گیرد .

  • عوامل انحراف   

     همان گونه که برای تعریف اصطلاحی انحراف دیدگاه های متفاوتی وجود دارد ، بالطبع علل و عوامل به وجود آورنده ی انحراف در جامعه نیز طبق همین دیدگاه ها متفاوت خواهد بود ولی با عنایت به این که این نوشته به دنبال راهکارهای قرآنی مقابله با پدیده ی انحراف اجتماعی است لذا تعریف دینی این اصطلاح را مبنا قرار داده و از آن منظر به دنبال رسیدن به اهداف تحقیق می باشد .

     اینک این سؤال اساسی مطرح می شود که چه عامل یا عواملی در به انحراف کشاندن فرد و جامعه مطرح می باشد . شاید بتوان عوامل مؤثر را در سه بخش عنوان کرد :

     الف ) خود انسان ؛ از آن حیث که طبایع و غرائض زیاد و گاهاً متناقضی در وجود انسان – چه در روح ، چه در جسم – به تعبیه گرفته شده است لذا وجود خود انسان به نوعی است که مایل به انحراف بوده و اگر با عوامل بازدارنده جلوی آن گرفته نشود دست به طغیان و سرکشی زده و متعاقب آن جامعه به انحراف کشیده خواهد شد .

     ب ) عوامل غیر از انسان ؛ یا همان عامل محیط که وقتی در یک جامعه یک سری رفتارهای خاص حاکم می شوند این رفتارها فرد را تحت یک فشار رفتاری قرار می دهند که موجب کجروی انسان می شود . مثل مسائل اقتصادی حاکم بر جامعه که گاهی موجب بروز خواسته های نامشروع می شود . و مثل اشرافی گری حاکم بر جامعه که موجب بالا رفتن توقّعات و گاهی ایجاد آرزوهای دراز شده و با عدم توانائی در تحقق آنها انحرافاتی مثل دزدی ، ربا ، خودکشی ، اقدامات جنایی ، طلاق و ... پیش می آید . و مثل پوشش های زننده ی بعضی زنان جامعه که موجب آشفتگی جنسی بعضی مرد ها شده و رفته رفته به عدم کنترل منجر شده و هم در خانواده ها و هم در جامعه باعث بروز کجروی های متعدد می شود .

     ج ) عوامل ترکیبی ؛ طبق این بیان وجود انحراف و کجروی در جامعه معلول عوامل و متغیّر های متعدد و گوناگونی است . به این بیان که هر عاملی را شما در نظر بگیرید عاملی است که زمینه ساز بروز انحراف و ارتکاب جرم می باشد و خود به تنهائی به عنوان شرط کافی رخداد انحراف تلقی نمی شود . لذا عوامل متعددی مثل تقاضاهای اجتماعی ، موقعیّت افراد ، وابستگی های غیر صحیح ، مشکلات خانوادگی ، ضعف شخصیّت و ... گاه دو به دو و گاه بیشتر موجب بروز انحراف در فرد و جامعه می شود .

ادامه دارد

پی نوشت ها :

( 1 )   شیخاوندی، داور، جامعه شناسی انحرافات، تهران، نشر مرندیز ، ۱۳۷۳، ۴۸.

( 2 )  همان، ۳۷ .

( 3 )   همان، 40 .

( 4 ) سلیمی ، علی ؛ داوری، محمد ، جامعه شناسی کجروی ، ۱۳۴ـ۱۴۸ .