در مورد عامل دوّم یعنی عوامل غیر از خود انسان نیز در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که این مسأله را مورد قبول قرار داده است از جمله :

v     همنشینی با کسانی که آیات الهی را به سُخره می گیرند ؛ سوره ی نساء 4 آیه ی ۱۴۰ : « وَ قَد نَزَّلَ عَلَیکُم فِی الکِتَابِ أن إذَا سَمِعتُم آیَاتِ اللهِ یُکفَرُ بِهَا وَ یُستَهزَءُ بِهَا فَلاَ تَقعُدُوا مَعشهُم حَتّیَ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ إنَّکُم إذاً مِثلُهُم ؛ ( و خداوند این حکم را ) در قرآن بر شما نازل کرده که هر گاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می کنند ، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازید ، وگر نه شما هم مثل آنان خواهید شد » .  

     در این آیه ی شریفه هم مثل بسیاری از آیات دیگر قرآن کریم تذکّر می دهد که مسلمانان در حذر باشند و از معاشرت با بیگانگان و همچنین از شنیدن سخنان و تبلیغات سوء آنان بپرهیزند و هرگز با آنان رفاقت و طرح دوستی ننموده هم نشین آنها نشوند زیرا عقیده و گفتار بشر بر هم نشینِ او لامحاله تأثیر می نماید و نیروی روان او را به سوی هدف و عقیده خود جذب نموده بر اندیشه و رفتار او حکومت خواهد نمود و چنان چه به طور تصادف با آنان هم نشین و هم سخن شده هنگامی که سخنان مسموم آنان آغاز شود ار آن مجلس برخاسته از گفتار آنان اعراض کنید . ( 13 )

     در ترجمه ی تفسیر ارزشمند مجمع البیان در این خصوص آمده است : « هر گاه با ایشان مجالست کنید ، در حالی که کارشان استهزای آیات الهی است ، شما نیز مثل ایشان هستید ، زیرا بر این که قدرت بر انکار و مخالفت دارید ، با ایشان مخالفت نمی کنید و از رفتار آنان کراهتی نشان نمی دهید و چون بر کفر ایشان راضی هستید ، کافرید زیرا رضایت بر کفر ، خود کفر است » ( 14 ) 

v     دوستی با ستمکاران کفر پیشه ؛  سوره ی فرقان 25 آیات ۲۷ ـ ۲۹ : « وَ یَومَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلیَ یَدَیهِ یَقُولُ یَا لَیتَنِی اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً . یَا وَیلَتَی لَیتَنِی لَم أتَّخِذ فُلاَنَاً خَلِیلاً . لَقَد أضَلَّنِی عَنِ الذِّکرِ بَعدَ إذ جَائنِی ؛ و ( به خاطر آور ) روزی را که ستمکار دست خود را به دندان می گزد و می گوید : ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم . ای وای بر من ، کاش فلانی را دوست خود انتخاب نکرده بودم . او مرا از یاد آوری حق گمراه ساخت بعد از آن که ( یاد حقّ ) به سراغ من آمده بود » .  

     اگر مقصود کنایه از امّت باشد منظور از « فُلاَنَاً » منافقین امّت است . و اگر مقصود به طور مطلق ظالم باشد مقصود از « فُلاَنَاً » به طور مطلق رؤسای گمراهی و ضلالت می باشد یعنی شخص ستمکار می گوید : وای بر من که رؤسای گمراهی را دوست خود گرفتم . ( 15 )  

     « فُلاَنَاً » یعنی ای کاش فلانی را که دوست خود گرفته و با مشورت او کار کردم و سخنانش را شنیدم و تقلیدش کردم دوست نمی گرفتم . بعضی از مفسّرین گفته اند کلمه ی « فُلاَنَاً » در آیه ، کنایه از شیطان است . ولی این حرف با سیاق آیه سازگاری ندارد . ( 16 )

v      نقش و خطر فقر در انحراف ؛  سوره ی نور 24 آیه ی ۳۳ : « وَ لیَستَعفِفِ الَّذِینَ لاَیَجِدُونَ نِکَاحَاً حَتَّی یُغنِیَهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ ؛ و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند ، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند » .  

     پس بیابند آنچه را که نکاح را بر آنان آسان سازد ، یا خداوند آنان را از فقر و احتیاج به سبب یافتن همسر بی نیاز سازد پس برای خودشان همسر پیدا کنند . یا از فقر آنان را بی نیاز کند بدین گونه که منع اولیاء را بر طرف نماید . یا آنان را از نکاح بی نیاز سازد بدین نحو که طبیعت های آنان تولید نطفه را فراموش کرده و حرارت نطفه ی موجود را خاموش سازند ، در نتیجه نه از دغدغه و وسوسه ی نطفه اذیّت می کشند نه با پر شدن ظرف نطفه آزاری به آنان می رساند . یا بدین گونه که دل های آنان با حفظ عفّت به ملأ اعلی چنگ زده ، نفوس آنان تابع ملأ اعلی گردد و پس چون مشغول طبیعت و لوازم آن و لذّت های آن نیستند خداوند آنان را از فضل و کرم خود از نکاح بی نیاز می کند .

     یا معنای آیه این است که مجرّد های زن و مرد که نکاح و آمیزش جنسی نمی یابند و همسر ندارند و از ترس فقر ازدواج نکرده اند عفاف به خرج دهند و عفّت نفس پیشه کنند تا خداوند با نکاح که می ترسیدند موجب فقر شود آنان را بی نیاز سازد . ( 17 )

     البته فقر می تواند برای افراد ضعیف الایمان خطرات انحراف را داشته باشد ، لکن بعضی از فقر های امروزی فقر واقعی نیست بلکه تصوّر فقر است به عبارت دیگر فقر ساختگی و تصنّعی است چرا که جوان طالب دختری از خانواده ی اعیانی است با مهر سنگین و آورده ی بسیار از طلا و جواهرات و لباس های فاخر و با جشن های پر خرج . حال که برایش امکان این فرصت نیست فقر و نداری را بهانه ی گناه می داند در حالی که اگر یک دختر از خانواده ی فقراء بگیرد که مصارفش سبک باشد و جشن های آن چنانی هم به حدّاقل اکتفا شود ملاحظه خواهد شد که در امر ازدواج هم مانند بسیاری از امور جاری زندگی گشایش های زیادی برای انسان های قانع وجود دارد . بارها دیده و شنیده شده است که امروزه دختران جهازیه هایی همراه خود به خانه ی شوهر می برند که پنجاه در صد آنها نیاز امروز زوجین نیست بلکه ده پانزده سال بعد شاید لازمشان شود آن هم اگر نبود مشکل خاصّی ایجاد نخواهد کرد ، حالا برای همان وسایل غیر ضروری چه دخترانی که در خانه ی پدر مانده و چه پسرانی که به مجرّدی زندگی می کنند و علاوه بر فشارهای روحی و روانی خطرات جنسی نیز دور از احتمال نیست .    

v     ورود در محیط هایی که مساعد برای ایجاد انحراف است ؛  سوره ی نور 24 آیه ی ۵۸ : « یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَستَأذِنکُمُ الَّذِینَ مَلَکَت أیمَانُکُم وَ الَّذِینَ لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم ثَلاَثَ مَرَّاتٍ مِن قَبلِ صَلَوهِ الفَجرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِن الظَّهِیرَهِ وَ مِن بَعدِ صَلَوهِ العِشَاءِ ثَلاَثُ عَورَاتٍ لَکُم ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حدّ بلوغ نرسیده اند در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند ؛ پیش از نماز صبح و نیمروز هنگامی که لباس های ( معمولی ) خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشاء ؛ این سه وقت خصوصی برای شماست » . که از لزوم اجازه خواستن فرزندان و خدمتکاران برای ورود در اتاق استراحت زن و شوهر سخن می گوید .

     بدیهی است که این دستور متوجّه اولیا ی اطفال است که آنها را وادار به انجام این برنامه کنند ، چرا که آنها هنوز به حدّ بلوغ نرسیده اند تا مشمول تکالیف الهی باشند . ( 18 )  البتّه این تکلیف برای فرزندان نابالغ است و تکلیف فرزندان بالغ در آیه ی بعد این آیه بیان شده است . 

v      تهمت و افترا و اشاعه ی فحشاء ؛ ( نقش برچسب و عنوان زدن اجتماعی در رفتار کجروانه ) ؛ سوره ی نور 24 آیه ی ۴ : « وَ الَّذِینَ یَرمُونَ المُحصَنَاتِ ثَمَّ لَم یَأتُوا بِأربَعَهِ شُهَدَاءَ فَاجلِدُوهُم ثَمَانِینَ جَلدَهً وَ لاَ تَقبِلُوا لَهُم شَهَادَهً أبَدَاً وَ أولئِکَ هُم الفَاسِقُونَ ؛ و کسانی که زنان پاکدامن را متّهم می کنند سپس چهار شاهد ( بر مدّعای خود ) نمی آورند ، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید ، و آنها همان فاسقانند » .

     ظاهر آیه این است که اگر مردی ، زنی را به زنا متّهم کند و شاهد نیاورد باید تازیانه بخورد . و چون ظاهر آیه این طور است لذا برخی از مفسّران به ظاهر آیه اکتفا کرده اند و بیش از این چیزی نگفته اند ولی گروهی از مفسّران به تحقیقاتی پرداخته و فرموده اند : چون زنان معمولاً در اکثر موارد راجع به احکام اسلام تابع مردانند در این مورد هم همین طور است . یعنی همان طور که اگر مردی زنی را به عمل زنا متّهم نماید باید مجازات شود همان گونه اگر زنی مردی را به این عمل متّهم کند باید مجازات شود . ( 19 )  . عن أبی جعفر علیه السّلام فَی إمرَأهٍ قَذَفَت رَجُلاً ، قَالَ ثَمَانِینَ جَلدَه ؛ اگر زنی به مردی نسبت زنا بدهد ، هشتاد تازیانه زده می شود » . ( 20 )

سوره ی نور24 آیه ی ۱۹ : « إنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أن تَشِیعَ الفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُم عَذَابٌ ألِیمٌ فِی الدُّنیَا وَ الآخِرَهِ ؛ کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد ، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است » .

     این آیه یک تهدید عمومی است و حاکی است که نه تنها إشاعه ی فحشاء سبب عذاب است بلکه حتّی دوست داشتن و خواستن آن نیز سبب عذاب است ، البتّه غرض از عذاب دنیا حدّ قذف نیست زیرا دوست داشتن اشاعه ی فحشاء سبب حدّ نمی شود . منظور از فحشاء هم مطلق کارهای ناپسند است . ( 21 )

     علاقه به إشاعه ی فحشاء گاهی با زبان و قلم است و گاهی با ایجاد مراکز فحشاء و تشویق دیگران به گناه و قرار دادن امکانات گناه در اختیار آنان . امام صادق علیه السّلام فرمودند : « کسی که آن چه را در باره ی مؤمنی ببیند یا بشنود ، برای دیگران بازگو کند ، جزء مصادیق این آیه است » . در حدیث می خوانیم « کسی که کار زشتی را شایع کند مانند کسی است که آن را مرتکب شده است » . ( 22 )

v     اُخت شدن با خرده فرهنگ های غیر خودی ؛ سوره ی مائده 5 آیه ی ۵۱ : « یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الیَهُودَ وَ النَّصَارَی أولِیَاءَ بَعضُهُم أولِیَاءُ بَعضٍ وَ مَن یَتَوَلَّهُم مِنکُم فَإنَّهُ مِنهُم ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را ولیّ ( و دوست و تکیه گاه خود ) انتخاب نکنید ، آنها اولیای یکدیگرند ، و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند از آنها هستند » .  

     ذکر یهود و نصاری در آیه ، از باب نمونه است ، و گر نه شکّی نیست که ولایت هیچ کافری را هم نباید پذیرفت . ( 23 )

      أخذ اولیاء به این معنی است که آنها را حامی خود بدانیم و در برابر خطرات به آنها اتکاء داشته باشیم و از آنها پیروی کنیم مثل مسلمانان و رؤساء فعلی بعضی ممالک اسلامی ، ولی این که با آنها زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم مسأله ی دیگری است . ( 24 ) 

v     تبعیّت از گروه های خاص ؛ سوره ی قصص 28 آیه ی ۷۹ :  « قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الحَیَوهَ الدُّنیَا یَا لَیتَ لَنَا مِثلَ مَا أوتِیَ قَارُونُ إنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ؛ آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند : ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم ، به راستی که او بهره ی عظیمی دارد . »

     آیه در واقع بیان چگونگی سیر و سلوک و اظهار نخوت و غرور قارون است در نتیجه پلیدی و خود پرستی با عظمت و اظهار برتری با مردم معاشرت داشته و اظهار فضیلت و برتری می نمود ، گروهی از مردم فرومایه که غرض از سعی و کوشش در زندگی را اظهار قدرت و برتری بر مردم می پندارند و توجّهی به عالم آخرت ندارند با کمال حسرت گویند ای کاش ما نیز مانند قرون ثروت و مال کلانی در اختیار می داشتیم و مانند او در زندگی سهم بیشتری از لذّت و اظهار قدرت و نخوت داشته بر مردم اظهار برتری می نمودیم . ( 25 )

سوره ی بقره 2 آیه ی ۱۷۰ : « وَ إذَا قِیلَ لَهُم اتَّبِعُوا مَا أنزَلَ اللهُ قَالُوا بَل نَتَّبِعُ مَا ألفَینَا عَلَیهِ آبَائَنَا ؛ و هنگامی که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید ، می گویند نه ما از آنچه پدران خو را بر آن یافتیم پیروی می نماییم » .  

     آیه نکوهش این گونه افراد است که با وجود این که پدران آنان از حقایق به دور بوده و از اسرار آفرینش بی اطّلاع اند معذلک این افراد هنوز هم از عقاید خرافی آنان پیروی کرده و مثلاً بت می پرستند و همه ی آیات و نشانه های پروردگار را که هر یک با نظم خاصّی خلق شده اند نا دیده گرفته ولی حاضر نیستند هرگز رابطه ی خویشاوندی خود را با پدران قطع کنند و مثلاً هدایت شده به راه راست بگروند . ( 26 )

v     تأثیر آشفتگی های هنجاری جامعه در پیدایش فساد و انحراف ؛ سوره ی نمل 27 آیه ی ۳۴ : « قَالَت إنَّ المُلُوکَ إذَا دَخَلُوا قَریَهً أفسَدُوهَا وَ جَعَلُوا أعِزَّهَ أهلِهَا أذِلَّهً وَ کَذَلِکَ یَفعَلُونَ ؛ ( ملکه ی سبأ )گفت : پادشاهان هنگامی که وارد منطقه ی آبادی شوند آن را به فساد و تباهی می کشند و عزیزان آنجا را ذلیل می کنند ( آری ) کار آنان همین گونه است » .

     در حقیقت ملکه ی سبأ که خود پادشاه بود ، شاهان را خوب می شناخت که برنامه ی آنها در دو چیز خلاصه می شود : « فساد و ویرانگری » و « ذلیل ساختن عزیزان » ، چرا که آنها به منافع خود می اندیشند نه به منافع ملّت ها و آبادی و سر بلندی آنها و همیشه این دو بر ضدّ یکدیگرند . ( 27 )

v      نقش تجربه انحراف در ریشه دواندن و سخت شدن انحراف ؛  سوره ی مائده 5 آیه ی ۱۳ : « فَبِمَا نَقضِهِم مِیثَاقَهُم لَعَنَّاهُم وَ جَعَلنَا قُلُوبَهُم قَاسِیَهً یُحَرِّفُونَ الکَلِمَ عَن مَوَاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّاً مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَی خَائِنَهٍ مِنهُم إلاَّ قَلِیلاً مِنهُم ؛ ولی به خاطر پیمان شکنی ، آنها را دور ساختیم و دل های آنان را سخت و سنگین نمودیم سخنان ( خدا ) را از موردش تحریف می کنند و بخشی از آن چه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند ، و هر زمان از خیانتی ( تازه ) از آنها آگاه می شوی مـگر عدّه ی کمی از آنان » .

     از جمله ی « وَ لاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَی خَائِنَهٍ مِنهُم إلاَّ قَلِیلاً مِنهُم » که ترجمه شد استفاده می شود یهودیانی که با پیامبر اسلام همزمان بودند جز یک گروهی دائماً در حال خیانت گری بوده اند و به خدا و رسول خیانت می کرده اند . ( 28 )   

ادامه دارد

پی نوشت ها :

 

( 13 ) انوار درخشان ، ج 4 ص 251 .

( 14 ) ترجمه ی مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ج 6 ص 102

( 15 ) ترجمه ی بیان السّعاده فی مقامات العباده ؛ ج 10 ، ص 440

( 16 ) ترجمه تفسیر المیزان ؛ ج 15 ، ص 281 .

( 17 ) ترجمه ی بیان السّعاده فی مقامات العباده ؛ ج 10 ، ص 327

( 18 ) برگزیده ی تفسیر نمونه ج 3 ص 311

( 19 ) تفسیر آسان ؛ ج 14 ص 22

( 20 ) تفسیر احسن الحدیث ج 7 ص 181 به نقل از تفسیر برهان از کافی . ( کافی ج 7 ص 205 ، طبع اسلامیِه ،  باب حد القاذف ) .

( 21 ) همان ج 7 ص 197 .

( 22 )تفسیر نور ج 8 ص 160 .

( 23 ) همان ج3 ص 103 .

( 24 ) تفسیر احسن الحدیث ج 3 ص 87 .

( 25 ) انوار درخشان ج 12 ص 279 .

( 26 ) همان ج 2 ص 82

( 27 ) تفسیر نمونه ج 15 ص 455 .

( 28 ) تفسیر آسان ؛ ج 4 ص 122 .