بدهی تان را بنویسید          

     یازدهمین آیه ای که با خطاب شریف شریف  « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا »  در قرآن کریم وجود دارد در سوره ی مبارکه ی بقره 2 آیه ی 282 می باشد :   

« یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إذَا تَدَایَنْتُمْ بِدَینٍ إلَی أجَلٍ مُسَمَّیً فَاکْتُبُوهُ ، وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ بَالْعَدْلِ ، وَ لاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَ لاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیئَاً ، فَإنْ کَانَ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ سَفِیهَاً أوْ ضَعِیفَاً أوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیَّهُ بِالْعَدْلِ ، وَ اسْتَشْهَدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجَالِکُمْ فَإنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَامْرَأتَانِ مَمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنْ الشُّهَدَآءِ أنْ تَضِلَّ إحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إحْدَاهُما الأُخْرَی ، وَ لاَ یَأبَ الشُّهَدَآءُ إذَا مَا دُعُوا ، وَ لاَ تَسْئَمُوا أنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرَاً أوْ کَبِیرَاً إلَی أجَلِهِ ، ذَالِکُمْ أقْسَطُ عَندَ اللهِ وَ أقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَ أدْنَی ألاَّ تَرْتَابُوا إلاَّ أنْ تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ ألاَّ تَکْتُبُوهَا وَ أشْهِدُوا إذَا تَبَایَعْتُمْ ، وَ لاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَ لاَ شَهِیدٌ ، وَ إنْ تَفْعَلُوا فَإنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللهُ وَ اللهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ  » 

ترجمه : ‹‹ ای افرادی که ایمان آورده اید ! هنگامی که بدهی مدّت داری ( به خاطر وام یا داد و ستد ) به یکدیگر پیدا کنید ، آن را بنویسید ! و باید نویسنده ای از روی عدالت ، ( سند را ) در میان شما بنویسد ! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد ، نباید از نوشتن  همان طور که خدا به تعلیم داده  خودداری کند ! پس باید بنویسد . . آن کس که حقّ بر عهده اوست ، باید املا کند ؛ و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد ؛ و چیزی را فروگذار ننماید . و اگر کسی که حقّ بر ذمّه ی اوست ، سفیه یا ضعیف است ، یا ( به خاطر لال بودن ) توانائی بر املا ندارد ، باید ولیّ او ( به جای او ) با رعایت عدالت ، املا کند . و دو نفر از مردان ( عادل ) خود را ( بر این حقّ ) شاهد بگیرید !و اگر دو مرد نبودند ، یک مرد و دو زن ، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند ، انتخاب کنید ! ( و این دو زن ، باید با هم شاهد قرار گیرند ) تا اگر یکی انحرافی یافت ، دیگری به او یادآوری کند . و شهود نباید به هنگامی که آنها را ( برای شهادت ) دعوت می کنند ، خودداری نمایند . و از نوشتن ( بدهی خود ) چه کوچک باشد یا بزرگ ، ملول نشوید ( هر چه باشد بنویسید ) . این ، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر ، و برای جلوگیری از تردید و شک ( و نزاع و گفتگو ) بهتر می باشد ؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود ، دست به دست می کنید . در این صورت ، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید . ولی هنگامی که خرید و فروش ( نقدی ) می کنید شبگیرید ! و نباید به نویسنده و شاهد ، ( به خاطر حقّگوئی ) زیانی برسد ! . و اگر چنین کنید ، از فرمان پروردگار خارج شده اید . از ( مخالفت فرمان ) خدا بپرهیزید ! و خداوند به شما تعلیم می دهد ، خداوند به همه چیز داناست ››  .   

  •    از این آیه که طولانی ترین آیات قرآن است هیجده دستور در مورد داد وستد مالی استفاده می شود :

1)        هر گاه شخصی به دیگری قرض داد ، و یا معامله انجام گردید ، و یکی از طرفین بدهکار شد ، برای آنکه هیچ گونه اشتباهی و گفتگوئی پیدا نشود ، باید قرار داد با تمام خصوصیّات آن نوشته شود . ( در آیه از کلمه ی « قرض » استفاده نشده چون قرض در تبادل دو چیز مانند یکدیگر استعمال می گردد مانند اینکه پول یا جنسی را به عنوان قرض گرفته و از آن استفاده می کند و سپس همانند آن را رد می نماید ولی « دین » دامنه ی وسیع تری دارد زیرا هر گونه معامله که انجام گیرد مانند صلح ، اجاره ، خرید و فروش و مانند آن سپس یکی از طرفین بدهکار گردد آن را دین گویند . پس آیه  تمام موارد دیون از سلم ، نسیه و قرض را در بر می گیرد ) . ( این نوشتن به نفع طلب کار و بدهکار و گواه همگی است . امّا به نفع طلبکار است برای اینکه حقّ او متّکی به سند و گواه خواهد بود . امّا به نفع بدهکار است برای اینکه با نوشتن دیگر راهی برای انکار او نیست که اگر انکار نماید و موجب گرفتاری و کیفر اخروی او گردد . و به نفع گواه نیز هست زیرا وقتی که آن قرض در سندی نوشته شد گواهی او استوار خواهد بود و دچار اشتباه نگشته سبب یادآوری او می باشد ) . ( در اینکه نوشتن چنین سندی آیا مستحب است یا واجب دو قول گفته شده : الف: مستحب است که بیشتر مفسّرین همین را گفته اند و به نظر هم صحیح تر می رسد . ب : واجب است ) .  

2)       برای اینکه جلب اطمینان شود و قرارداد از مداخلات احتمالی طرفین سالم بماند باید نویسنده ، شخص سوّمی باشد . « وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کَاتِبٌ » . ( در اینکه آیا نوشتن بر کاتب لازم است یا نه ؟ اقوالی است :

 الف : مانند جهاد واجب کفائی است .

ب : بر کاتب لازم است در صورتیکه فراغت داشته باشد آن را بنویسد . ج : اگر کسی از او درخواست کند واجب است که بنویسد .

 د : در صورتیکه نویسنده منحصر به او باشد که اگر ننویسد به طلبکار ضرر وارد می شود واجب است که بنویسد ولی اگر دیگری وجود داشته باشد و به نوشتن آن همّت گمارد بر او لازم نیست که بنویسد ) .

3)       کاتب باید در نوشتن قرارداد حقّ را در نظر بگیرد و عین واقع را بنویسد . « بَالْعَدْلِ » .

4)         نویسنده و تنظیم کننده ی سند که از احکام و شرائط معامله اطلاع دارد به پاس این موهبتی که خدا به او داده است نباید از نوشتن قرارداد شانه خالی کند بلکه براید طرفین معامله را در این امر اجتماعی کمک کند . « وَ لاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللهُ فَلْیَکْتُبْ » .

5)        بدهکار یعنی آن کس که حقّ بر گردن اوست قرارداد را املا نماید . « وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ »  ؛ اصولاً همواره امضای اصلی در اسناد امضای بدهکار است ، از این رو قراردادی که به اعتراف و املای او انجام شود مدرکی است که هر گونه انکاری را از طرف او نفی می کند .

6)        بدهکار به هنگام املا کردن باید خدا را در نظر بگیرد و چیزی را فرو گذار نکند و همه را بگوید تا بنویسند . « وَلْیَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَ لاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیئَاً » .

7)       اگر بدهکار جزء یکی از دسته ها بود : - سفیه : کسی که نمی تواند امور مالی خود را سر و سامان بخشد و ضرر و نفع خویش را تشخیص دهد . - ضعیف : کوتاه فکر و کم عقل و مجنون .  گنگ و لال که قدرت بر سخن گفتن ندارد . در این سه صورت « ولیّ » باید به جای آنها قرارداد را املا کند و تنظیم کننده سند ، بنویسد . « فَإنْ کَانَ الَّذِی عَلَیهِ الْحَقُّ سَفِیهَاً أوْ ضَعِیفَاً أوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیَّهُ »   .

8)       ‹‹ ولیّ ›› نیز باید در املا و اعتراف به بدهی ، عدالت و منافع کسی را که سرپرست اوست در نظر گرفته و از انحراف از حقّ دوری جوید . «  فَلْیُمْلِلْ وَلِیَّهُ بِالْعَدْلِ » .

9)       اضافه بر نوشتن باید طرفین در قرارداد خود ، دو شاهد بگیرند .« وَ اسْتَشْهَدُوا شَهِیدَیْنِ »  .

10) و 11 )  این دو شاهد باید بالغ و مسلمان باشند . « مِنْ رِجَالِکُمْ » ، مسلمان بودن از اضافه شدن کلمه ی « رِجَال » به ضمیر « کُمْ » استفاده می گردد زیرا معنایش می شود ‹‹ مردانی که از جمعیّت شمایند ››  .

12)      یک مرد و دو زن نیز می توانند شاهد قرار گیرند . «  فَإنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَامْرَأتَانِ »  .

13)       شهود باید مورد اطمینان باشند . « مَمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنْ الشُّهَدَآءِ » .

14)      در صورتی که شهود مرکّب از دو مرد باشند هر کدام می توانند مستقلاً شهادت بدهند ، امّا در صورتیکه یک مرد و دو زن باشند ، آندو زن به اتّفاق یکدیگر اداء شهادت کنند تا اگر یکی اشتباهی کند نفر دوّم یادآوری نماید . « أنْ تَضِلَّ إحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إحْدَاهُما الأُخْرَی »  .

15)      بدهی کم باشد یا زیاد باید آن را نوشت . از آنجا که اسلام می خواهد در روابط اقتصادی هیچگونه نزاعی رُخ ندهد می فرماید : این طور نباشد که در قرار دادهای جزئی به خاطر کمی بدهی ، از نوشتن سند کوتاهی شود . «  وَ لاَ تَسْئَمُوا أنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرَاً أوْ کَبِیرَاً »  .  ( لاَ تَسْئَمُوا : خسته و ملول نشوید )

16)      در صورتی که معامله کاملاً نقدی بوده باشد نوشتن قرارداد لازم نیست . « إلاَّ أنْ تَکُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ ألاَّ تَکْتُبُوهَا »  . البتّه از « فَلَیسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ » یعنی مانعی ندارد ، استفاده می گردد که باز در همین صورت که معامله به طور نقد انجام گرفته اگر سندی برای این داد و ستد تنظیم کنند بهتر است زیرا از هر گونه اشتباه و اعتراض احتمالی که بعداً ممکن است پیش آید جلوگیری می کند .

17)      در معامله ی نقدی گر چه تنظیم سند و نوشتن لازم نیست ، ولی باید شاهد گرفت . «  وَ أشْهِدُوا إذَا تَبَایَعْتُمْ »  .

18)      هیچ گاه نباید نویسنده ی سند و همچنین شهود به خاطر رعایت حقّ و عدالت ، مورد آزار و اذیّت قرار گیرند . «  وَ لاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَ لاَ شَهِیدٌ » ، و اگر کسی شهود یا کاتبان سند را به خاطر حقّ گوئی آزار دهد مرتکب فسق و گناه و خارج از راه و رسم بندگی خدا شده است .  «  وَ إنْ تَفْعَلُوا فَإنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ »  .

  • ·   پیام ها و نکته ها :
  1.  بزرگترین آیه قرآن ، این آیه است . که در باره ی مسائل حقوقی است که برای تنظیم اسناد تجاری ارائه ی طریق می کند . این خود از معجزات و دقّت نظر و جامعیّت اسلام است که در دوره ی جاهلیّت و در میان مردمی عقب افتاده ، دقیق ترین مسائل حقوقی را طرح کرده است .
  2. همان طور که قرآن با رباخواری و احتکار و بخل ، سخت مبارزه کرده ، برای امور تجاری و اقتصادی هم مقررات دقیق بیان داشته است تا هر چه بیشتر سرمایه ها رشد طبیعی خود را بنمایند و هیچگونه بن بست و اختلاف و نزاعی رخ ندهد .
  3. در حدیث آمده است : ‹‹ اگر کسی سند و شاهد در معامله نگیردو مالش در معرض تلف قرار گیرد ، و دعا کند ، خداوند مستجاب نمی کند بلکه می فرماید : چرا به سفارشات من عمل نکردی ؟ ››  .
  4. دوزن به جای یک مرد یا به خار روحیه ی ظریف و عاطفی آنهاست و یا به خاطر آن است که معمولاً زنان در مسائل مالی و اقتصادی حضور فعّال ندارند لذا به علّت ارتباط کم اطمینان کمتر است .
  5. اگر برای شاهد گرفتن از شما دعوت کردند ، خود داری نکنید . ( وقتی برای متعاملین دستور می دهد شاهد بگیرید ، اگر هیچ کس قبول نکند فرمان خدا زمین می ماند ) .
  6.  نوشتن و ثبت دقیق و عادلانه سه فائده دارد :

 الف : ضامن اجرای عدالت است «  ذَالِکُمْ أقْسَطُ عَندَ اللهِ »  .

 ب : نوشتن موجب جرأت شهادت دادن گواهان است «  وَ أقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ » .

 ج : مانع ایجاد بدبینی در جامعه است «  وَ أدْنَی ألاَّ تَرْتَابُوا »  .

7.   دقّت در حفظ حقوق فردی ضروری است ولی حفظ بیت المال به مراتب از آن ضروری تر است .

8.    تنظیم و ثبت اسناد دیون ، باید به گونه ای باشد که خداوند تعلیم داده است ، یعنی طبق موازین شرع باشد . ( بنا بر اینکه کَمَا عَلَّمَهُ اللهُ  متعلّق به أنْ یَکْتُبَ باشد ) .

9.    در پایان آیه بعد از ذکر آن همه احکام ، مردم را دعوت به تقوا و پرهیزکاری و امتثال اوامر خداوند می کند « وَ اتَّقُوا اللهَ »  و سپس یادآوری می کند که خداوند به هر چیزی آگاه است و تمام نیازهای مادی و معنوی شما را می داند و آنچه مورد نیاز شما در زندگی مادی و معنوی است به شما تعلیم می دهد  با همان بیانی که حوادث قیامت را می گوید جزئیات تنظیم سند را نیز بیان می کند . و او از همه مصالح و مفاسد مردم آگاه است و آنچه خیر و صلاح آنها است برای آنها مقرر می دارد «  وَ یُعَلِّمُکُمُ اللهُ وَ اللهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ »  .

10.   ضمناً از دو جمله ی « اتَّقُوا اللهَ » و « یُعَلِّمُکُمُ اللهُ » می توان استفاده کرد که تقوا و پرهیزکاری و خداپرستی اثر عمیقی در آگاهی و روشن بینی و فزونی علم و دانش دارد و هنگامی که قلب آدمی پاک شد همچون آئینه حقایق را منعکس می سازد .

پایان