امام علی علیه السّلام در نهج‏البلاغه ویژگیها و صفاتی برای اهل نفاق ذکر می‏کند که برای شناخت منافقین به ویژه در عصر حاضر سخت جالب توجه است ابتدا می‏فرماید:
«... احذرکم اهل النفاق فانهم الضالون المضلون و الزالون المزلون: شما را در رابطه با خطر منافقین هشدار می‏دهم که آنان هم خود گمراهند و هم دیگران را به گمراهی می‏کشند و هم خود می‏لغزند و هم دیگران را به لغزش وامی‏دارند ».

رنگ عوض کردن
یتلونون الوانا و یفتنون افتنانا: " «به رنگهای گوناگون درمی‏آیند و نظرهای مختلفی دارند»

       اولین صفتی که امام برای منافقین ذکر می‏کند اینست که آنها رنگ ثابتی ندارند و دائما رنگ عوض می‏کنند، عمل صالح را عمل منطبق با زمان تفسیر می‏کنند آنها هم به این نظریه معتقدند که هدف وسیله را مباح می‏کند بنابراین کار صحیح و شایسته، کاری را می‏دانند که با شرائط مکانی و زمانی عامل تطبیق کند و لذا از دیدگاه آنان عمل صالح واقع محفوظی ندارد و هر زمان رنگ خاصی و چهره‏ی ویژه‏ای از عمل، شایسته و صالح است.
     در همین رابطه که منافقین رنگ ثابتی ندارند.
اولا نمی‏توانند تکیه‏گاه ثابتی داشته باشند هر روز و در شرائط زمانی ویژه، تکیه‏گاه خاصی را معرفی می‏کنند و لذا امام می‏فرماید:
و یعمدونکم بکل عماد  «به هر تکیه‏گاه و ستونی - که برای آنها امکان‏پذیر باشد و برای شما قابل قبول - شما را تکیه می‏دهند».
و ثانیا یک کمین‏گاه خاص و ثابت و یک رنگ برای شکار کردن افراد ساده‏لوح و کم‏تجربه کافی نیست، بلکه کمین‏گاههای مختلف و رنگارنگ باید تهیه ببینند و لذا امام ادامه می‏دهد:
و یرصدونکم بکل مرصاد:  «در هر کمین‏گاهی - که برای آنها ممکن باشد - برای به دام افکندن شما کمین می‏کنند».

آراستگی ظاهر
قلوبهم دویه و صفاحهم نقی «دلهاشان بیمار ولی چهره‏ی آنان آراسته و پاک است»
دومین صفتی که در این خطبه برای منافقین ذکر شده اینست که انها همیشه ظاهری پاک و آراسته و جالب‏توجه دارند ولی در عین حال باطن آنان فاسد و ناپاک است، بنابراین به مجرد اینکه در ظاهر کسی آراسته است نمی‏شود به او اطمینان کرد و به دنبال او افتاد، بلکه باید او را آمزمود و راهی برای شناخت باطن او یافت.

حرکتهای پنهانی
«یمشون الخفاء و یدبون الضراء» «در پنهانی راه می‏روند و در جنگلهای انبوه می‏جنبند»

سومین ویژگی منافق در خطبه مذکور اینست که او همیشه در خفاء و دور از چشم دیگران راه می‏رود، گویا در میا جنگل انبوهی حرکت می‏کند که جز افرادی که کنار او باشند نمی‏توانند راه رفتن و حرکت او را مشاهده کنند.

کردار آنها برخلاف گفتارشان، دردی بی‏درمان است
وصفهم دواء و قولهم شفاء و فعلهم الداء العیاء:  «در توصیف دارو و در گفتار درمان‏اند، ولی در کردار، درد بی‏درمان»
چهارمین ویژگی منافقین اینست که در گفتار، دارو و درمانند، ولی در کردار، دردی بی‏درمان!، حرف که می‏زنند گویا داروی همه دردهای جامعه نزد آنها است و هیچکس مانند آنها از حق و عدالت جانبدار نیست، ولی در کردار درست نقطه مقابل گفتار خویش و در جبهه ضد انقلاب و ضد مردم عمل می‏کنند.حل شدن مشکلات اجتماعی برای آنان رنج‏آور است


«حسده الرخاء و موکده و البلاء»: به آسایش مردم رشک می‏برند و برای در رنج افکندن آنان تلاش می‏کنند»
از آنجا که منافقین از مشکلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه انقلابی تغذیه می‏کنند و مطرح کردن این مشکلات است که به آنها امکان می‏دهد افراد ساده‏لوح را فریب دهند و کادر خود را بر علیه انقلاب تقویت کنند و می‏دانند که اگر روزی این مشکلات حل شود حنای آنها رنگی ندارد و متاعشان بی‏خریدار می‏ماند، از اینرو یکی دیگر از ویژگیهای اهل نفاق به گفته‏ی امام اینست که آنها همیشه بر خوشی و راحتی توده رشک می‏برند، حل شدن مشکلات اجتماعی برای آنان رنج‏آور است و همه‏ی تلاش خود را به کار می‏گیرند تا درگیری‏های مختلف ایجاد کنند و آرامش و آسایش مردم را مختل سازند و در نتیجه وضع موجود خود را تثبیت و تقویت نمایند.

همیشه از یاس و نومیدی سخن می‏گویند
«و مقنطوا الرجاء»:  «امید را به یاس تبدیل می‏کنند»
یکی دیگر از ویژگیهای منافقین به گفته‏ی امام علی (ع) این است که به منظور متزلزل کردن روحیه‏ی توده و بدبین نمودن آنها به رهبری انقلاب «همیشه سخن از یاس و نومیدی می‏گویند» عملکرد وسیع انقلاب را در عمق جامعه و در سطح بین‏المللی نادیده می‏گیرند و با مطرح نمودن مشکلاتی که لازمه‏ی هر انقلاب است به یاس و نومیدی توده دامن می‏زنند که انقلاب کاری نکرد و به نتیجه‏ای نخواهد رسید تا در نتیجه زمینه‏ی مردمی انقلاب را بکوبند و رهبران آن را از صحنه خارج سازند و میدان را برای اغراض شوم خود خالی نمایند.

در هر راه زمین ‏خورده‏ای دارند
لهم بکل طریق صریع و الی کل قلب شفیع و لکل شجو دموع»: «آنها در هر راه، زمین‏خورده‏ای دارند و بهر دل دلالی و برای هر غم گریه‏هائی»

به دلیل اینکه منافقین روش ثابتی ندارند به گفته‏ی امام برای راه یافتن به هر دل واسطه و دلال ویژه و مخصوص به خود و برای هر غم، گریه‏ای مهیا دارند، و راههای مختلفی که برای شکار کردن افراد ساخته‏اند موجب شده که در هر راه، زمین‏خورده‏ای داشته باشند و هر کس را از طرقی به هلاکت بیفکنند.

ستایش به یکدیگر قرض می‏دهند
«یتقارضون الثناء و یتراقبون الجزاء»: «ستایش، به یکدیگر قرض می‏دهند و منتظر پاداش وام‏گیرنده هستند»
یکی دیگر از مشکلات منافقین اینست که به یکدیگر مدح و ثنا و ستایش را قرض می‏دهند، یعنی این گروه منافق از آن گروه تمجید و ستایش می‏کند که در مقابل آن هم از این تمجید کند، این گروه به آن رای می‏دهد و مواضع آن گروه را تایید می‏کند تا آن هم مقابله به مثل نماید.

الحاح و لجاجت

اصرار دارند که خواسته‏های آنان پیاده شود.
«ان سالوا الحوا»: در خواسته اصرار ورزند
یکی دیگر از علائم منافقین اینست که منطق سرشان نمی‏شود، اگر درخواستی دارند، ظرفیت و امکانات طرف را در نظر نمی‏گیرند و تا او را وادار به قبول درخواستشان نکنند دست بردار نیستند.

در عیبجوئی پرده‏دری می‏کنند
«و ان عذلوا کشفوا» «در توبیخ پرده‏دری کنند»

دیگر از مشخصات اهل نفاق اینست که عیوب مردم را به منظور نهی از منکر و برطرف کردن عیب آنها مطرح نمی‏کنند بلکه به منظور پرده‏دری و رسوا ساختن طرف و آبروریزی او عیبش را مطرح می‏نمایند.

در قضاوت اسراف می‏کنند
«و ان حکموا اسرفوا» «در قضاوت از حد به درروند»

یکی دیگر از ویژگیهای منافقین اینست که وقتی درباره‏ی کسی یا چیزی به قضاوت می‏نشینند، بیش از میزان جرم به کیفر و فساد او رای می‏دهند.
به سخن دیگر مطلق‏اندیشند و در نظر آنها خوبی و بدی نسبی مفهوم ندارد و رویت کمترین فساد از کسی، کافی است که او محکوم به فساد مطلق شود.

برای هر حقی، باطلی آماده ساخته‏اند
«قد اعدوا لکل حق باطلا و لکل قائم مائلا و لکل حی قاتلا و لکل باب مفتاحا، و لکل لیل مصباحا»: برای هر حقی، باطلی را و برای هر راست کجی را، و برای هر زنده قاتلی را و برای هر در کلیدی را و برای هر شب چراغی را آماده کرده‏اند»
این ویژگی در رابطه با بحثهای ایدئولوژیکی منافقین است، از آنجا که این گروه در مباحث ایدئولوژیک منطقی استوار ندارند، ناچار برای ماقبله با هر سخن منطقی و استوار، سخنی باطل و مغالطه‏آمیز مهیا می‏کنند که با تردستی خاصی آن را به طرف ناآگاه قالب می‏نمایند.
به این ترتیب به تعبیر امام آنها برای هر «سخن راست» «سخن کجی را» مهیا نموده‏اند و برای نابودی فکری هر زنده‏ای، قاتل مخصوصی تهیه دیده‏اند و برای باز کردن هر در، کلیدی آماده کرده‏اند و برای هر تاریکی، چراغی ساخته‏اند».

اظهار بی‏میلی به مطامع مادی‏
برای داغ کردن بازار کالاهای خویش اظهار بی‏میلی به مطامع مادی می‏کنند.
«یتوصلون الی الطمع بالیاس لیقیموا به اسواقهم و ینفقوا به اعلاقهم» «با اظهار بی‏میلی به طمع راه می‏یابند، تا بازارهای خویش را گرم کنند و کالاهای خود را مصرف نمایند»

این ویژگی در رابطه با تزویر منافقین برای قالب کردن کالاهای فکری خویش است، آنان می‏دانند که کالاهایشان اگر آن چنان که هست برای مردم مشخص شود، خریدار ندارد، روی این حساب برای گرم کردن بازار و به فروش رساندن متاع خود به گفته‏ی امام، بی‏میلی به مطامع مادی را، وسیله‏ی طمع خویش می‏کنند.

حق را آمیخته‏ باطل می‏کنند
«یقولون فیشبهون و یصفون فیموهون، قد هونوا الطریق و اضلعوا المضیق»: «گفتارشان شبهه‏انگیز است، در سخن، حق را با باطل می‏آمیزند، راه را آسان جلوه می‏دهند و راه باریک را کج می‏کنند»
آخرین ویژگی منافقین که در این خطبه آمده اینست که آنان براساس فلسفه‏ی وجودی خود همیشه حق را با باطل آمیخته می‏کنند و همانند مطلامع ظاهری حق بجانب و باطنی برخلاف ظاهر دارند و به همین جهت گفتارشان تولید شبهه در شنونده می‏نماید و با این ترتیب پیمودن راه حق را مطابق هوس پیروان خویش، ساده و آسان تفسیر می‏کنند و بالاخره آنان را به راه باریک و پرپیچ و خمی که امکان بازگشت از آن نیست، هدایت می‏نمایند».
فهم لمه الشیطان و حمه النیران «اولئک حزب الشیطان، الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون»:
در پایان خطبه امام پس از ذکر اوصاف منافقین می‏فرماید:
«بنابراین آنان، گروه شیطان و زهر آتش‏اند، «آنان حزب شیطان‏اند، آگاه باشید که حزب شیطان قطعا زیانکار است»

نهج‏البلاغه (صبحی صالح) خطبه 194