آیا داود اوغلو قربانی بحران آنکارا – دمشق خواهد شد؟

فرز و نشیب های سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه همگی اگر نشانه‌های شکست سیاست‌های داوداغلو نباشد، به معنای ضرورت بازتعریف سیاست‌های آنکارا در قبال دمشق و به تعبیر بهتر اصلاح رفتار ترک‌ها است.

نویسنده :

سینا آزاد

 دیپلماسی ایرانی: هنگامی که احمد داود اوغلو در دور سوم دولت اردوغان به عنوان وزیر خارجه ترکیه در ترکیب کابینه قرار گرفت، این موضوع به ذهنم آمد که این انتخاب هم برای اردوغان و هم برای داوداوغلوعواقب خوبی به دنبال نخواهد داشت. درواقع بهتر بود که احمد داود اوغلو در نقش مشاور باقی می مانده و با حفظ جایگاه آکادمیک خویش، به دادن مشورت هایش به دولت مردان ترکیه ادامه می داد.
اعتقاد دارم ورود تئوریسن ها به صحنه عمل سیاسی، خصوصا در دهه پنجاه عمر خود، در اغلب موارد با شکست مواجه می گردد. اصولا میدان عمل سیاسی فاصله زیادی با ذهنیت متصور شده در نزد تئو ریسن ها دارد، زیرا عوامل تعیین کننده معادلات در صحنه
سیاسی، مجازی نبوده و ارتباطی مستقیم با واقعیت ها و قابلیت های عینی دارد.

امروز فارغ از ملاحظات بین المللی و منطقه ای، بحران روابط میان آنکارا و دمشق در بخش عمده ای حاصل انتخاب اشتباه داوداوغلو به عنوان وزیر خارجه ترکیه بوده است.

تئوری عمق استراتژیک و رویای پیوند جغرافیای امروز به تاریخ دیروز، شاید بتواند به علت آنکه نوستالوژی یکصد ساله ترک ها را نوازش می دهد، در قالب صفحه ها ی کتاب با اقبال مواجه گردد، اما تعیین استراتژی مبتنی بر آن، در عمل سیاسی که صحنه واقع است، نتایجی خواهد داشت که سبب شده ترکیه دوست دیروز سوریه، به دشمن امروز دمشق تبدیل گردد. البته این سخن نباید به معنای نادیده گرفتن ضرورت تحولات در سوریه تلقی گردد.

از آغاز تحولات سوریه نزدیک به بیست ماه می گذرد.
در یک سال گذشته مهمترین دستور کار دولت ترکیه و به تعبیر بهتر داوداوغلو، شکست و سقوط اسد بوده است. هدفی که فرصت طلایی تلقی شده و برای تحقق آن سه ماه وقت تعیین شده بود، امروز به تهدید جدی برای ترکیه تبدیل شده است. عدم تمایز دنیای مجازی از دنیای واقع، سبب شده دولت حزب عدالت و توسعه جدی ترین شکست خود را پس از یک دهه موفقیت نه فقط در بعد سیاست خارجی، بلکه تبعات آنرا در بعد داخلی نیز تجربه نماید.

اعلام تنها ماندن آنکارا در موضوع سوریه از سوی بلند آرینچ معاون نخست وزیر ترکیه و حتی طرح جانشینی فاروغ الشرع به جایگزینی اسد از سوی داوداوغلو و بالاخره اعلام آمادگی برای مذاکراتی که ایران یک طرف اصلی آن و راه حل سیاسی اساس آن باشد، همگی اگرنشانه های شکست سیاست های داوداغلو نباشد، به معنای ضرورت بازتعریف سیاست های ترکیه در قبال سوریه و به تعبیر بهتر اصلاح رفتار ترک ها می باشد.

اگرچه عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی و به طور کلی دست های بسیاری سبب ساز چالش های کنونی میان آنکارا و دمشق بوده است، اما درسنت سیاسی، معمول آن است که با بریدن فاکتور به نام شخص یا گروهی، بحران را کنترل نموده، سمت و سوی اذهان را تغییر می دهند.

اردوغان بارها نشان داده است که نه تنها توانایی کنترل بحران، بلکه امکان تبدیل آن به فرصت را نیز دارد. امروز نیز نخست وزیر ترکیه با هوش تر از آن خواهد بود که سرنوشت نه تنها خود و حزبش، بلکه ترکیه را به دنیای مجازی داوداوغلو پیوند دهد.

شاید چالش میان ترکیه و سوریه همچون هر بحران دیگری، برای رسیدن به ساحل آرامش، نیاز به قربانی داشته باشد. به نظر می رسد در میان نام ها، نام داود اوغلو در صدر باشد. قبول اشتباه برای رهبران سیاسی سنگین است، اما بعضا پذیرش شکست های کوچک، می تواند مانع تحمیل شکست های بزرگی باشد کهکنترل آن در دست دیگران خواهد بود.

( این نوشته را یکی از دوستانم برایم ایمیل کرده است که بدین وسیله از ایشان تشکر می کنم )