شما ای ایمان آورندگان _ 8

بخشش های خود را باطل نسازید            

     در قرآن کریم بعضی از آیات با عبارت «‌ یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا » شروع شده اند که در واقع خطاب هائی است به مؤمنین . شاید برای شما مؤمن گرامی هم مهمّ باشد بدانید که در این آیات برای مؤمنین از جمله خود شما چه مطالبی بیان شده است .

     بنده مطالعاتی را در تفسیر علمای شیعه در مورد این آیات کرده ام که برای استفاده ی شما عزیز در وبلاگم می گذارم انشاءالله که برایتان قابل استفاده باشد . البته در هر نوبت آیه ای از آین آیات را می گذارم که به تدریج استفاده شود . راستی برای استفاده ی دیگر مؤمنین به سائر دوستانت هم معرّفی کن در ضمن از نظرات خود محروممان نفرمائید .

 

     هشتمین آیه ای که با خطاب شریف شریف  « یَا أیُّهَا الَْذِینَ آمَنُوا »  در قرآن کریم وجود دارد در سوره ی مبارکه ی بقره 2 آیه ی 264 می باشد

     « یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَی کَالَّذِی یُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الأَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تَرَابٌ فَأصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْدَاً لا یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ »

     ترجمه : « ای کسای که ایمان آورده اید ! بخششهای خود را با منّت و آزار ، باطل نسازید ؛ همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم ، انفاق می کند ؛ و به خدا و روز رستاخیز ، ایمان نمی آورد ؛ ( کار او ) همچون قطعه سنگی است که بر آن ( قشر نازکی از ) خاک باشد ؛ ( و بذرهایی در آن افشانده شود )  و رگبار باران به آن برسد و آن را صاف ( و خالی از خاک و بذر ) رها کند . آنها از کاری که انجام داده اند ، چیزی به دست نمی آورند ؛ و خداوند جمعیّت کافران را هدایت نمی کند » .

ترجمه ی منظوم

 

 

   شمـا ! اهـل ایـمان به مَـنّ و اَذی       مســازید بـاطل بـخود بـر سـخا

     چو آنکس که می بخشد از مال خود        کـه بـر خـلق بنماید افـعال خود

     نه بر قلبش ایمان بذات خداست        نـه او را یـقینی بــروز جـزاست

     وجودش چو سنگی بُوَد صاف [و پاک]     که پاشند بر سطح آن [ بذر و ] خاک

    چـو بـاران تند و درشتی بریخت        سترون شد و خاک از آن گریخت

   کسـان را که کردار ، اینگونه هست       [ به فرجام ] چیزی نماند به دست

   خـدا نـاشنـاسـان [ کفران شعار ]         نـه بـنماید ارشـادشـان کـردگار

تقدیر چنین است : « ثَوَاب صَدَقَاتِکُمْ و أُجُور نَفَقَاتِکُمْ » .

عبد الله بن عبّاس گفته : « بِالْمَنّ عَلی اللهِ و الأذی لِلسَّائل » ، بعضی هم گفته اند : ‹‹ منّت بر خدا یا بر سائل ››  .

     رِئاء ، اصل آن از رؤیت است و کسیکه عملی ریائی و برای مردم انجام می دهد می خواهد که مردم آن را ببینند و روی این مناسبت به آن رئاء گفته می شود .

« کَالَّذِی یُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الأَخِرِ » خطاب اوّل یعنی « لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم » فقط شامل مؤمنین بود ، ولی این خطاب شامل مؤمنین نمی شود چون افراد ریاکار نمی توانند مؤمن باشند ، چون منظور ریا کار از اعمالش خدا نیست . به همین جهت خداوند متعال مؤمنین را صریحاً از ریا نهی نکرد و نفرمود : ای مؤمنین ریا کار نباشید . بلکه افرادی را که صدقه می دهند و به دنبالش منّت و اذیّت می رسانند تشبیه به افراد ریا کارِ بی ایمان کرد که صدقاتشان باطل و بی اجر است ، و فرمود : « عمل چنین مؤمنی شبیه به عمل اوست » ، و نفرمود : مِثل آن است .

زیرا عمل مؤمن در ابتدا صحیح انجام می شود ، ولی بعداً پاره ای عوامل مثل منّت و اذیّت آن را باطل می سازد ، ولی عمل ریاکار از همان اوّل باطل است .

     همچنین از سیاق آیه برمی آید که اینکه فرمود ایمان به خدا ندارد این نیست که اصلاً به خداوندی خدا قائل نیست ، بلکه مراد از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش به خدا و روز جزا ، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگاری است که او را به إنفاق می خواند و ثوابهائی جزیل و عظیم به وی وعده می دهد ، چون اگر به دعوت این داعی و به روز قیامت ( روزی که پاداشهای اعمال در آن روز ظاهر می شود ) ایمان می داشت ، در انفاقش قصد ریا نمی کرد و تنها عمل را برای خاطر خدا می آورد ، و علاقمند به پواب جزیل خدا می شد .

     این آیه وجه شباهت ریا کار به سنگ را بیان می کند ، معنای وسیعی است که هم در ریاکار هست و هم در آن سنگ ، و آن بی اثر و سست بودن عمل است همچنانکه خاکی که در روی سنگ صاف قرار دارد با بارانی اندک از بین رفته و نمی تواند اثری داشته باشد .

     « وَ لا یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الأَخِرِ » و به خداوند و قیامت ایمان ندارد ، یعنی هم مُرائی بود و هم منافق .

     « فَمَثَلُهُ » ای مَثل عمل او .

     « لا یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا » ای علی تحصیل شیءٍ من ثواب ما کسبوا و عملوا .

     « وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ » حکم را نسبت به ریاکار و کافر به وجهی عام بیان میکند ، و می فرماید : ریا کننده در ریا کاریش یکی از مصادیق کافر است ، و خدا مردم کافر را هدایت نمی کند . و به همین جهت جمله ی نامبرده کار تعلیل را می کند .

     این آیه دلیل بر احباط نمی کند ( چون احباط جائی است که عمل قبول شود بعد به جهت کار خلافی هیچ شود ، ولی اینجا اصلاً عمل صحیح قبول نشده که بعداً حبط گردد ) و اتّفاق است که آنکس که ایمان ندارد به خدا و قیامت ، عمل او خود واقع نشود به موقع عمل ، نه آنکه واقع شود پس محبط شود .

     از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود : « چون روز قیامت باشد ( در آن روز منادی ) ندا کند چنانکه اهل جمع بشنوند : کجایند آنان که در دار دنیا مردمان را پرستیدند ؟ ایشان را گو بروید و مزد بستانید از آنان که برای ایشان عمل کردید که من قبول نکنم عملی که در آن آمیخته باشد به چیزی از دنیا و اهل دنیا  » .

      در روایت دیگر از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله آمده است : « روز قیامت مردی را بیاورند و به او گویند : ما در دنیا تو را مال بسیار دادیم چه کردی با آن ؟ گوید : بار خدایا صدقه دادم و نفقه کردم . گویند او را : کردی ، ولکن برای آن کردی تا گویند فلانی سخی است و کریم است ، و بگفتند : تو را از آن چه سود ؟

دیگری را بیاورند و او را گویند : ما تو را قوّت و شجاعت دادیم چه کردی ؟ گوید : بار خدایا جهاد کردم ، گویند : کردی ولکن برای آن کردی تا گویند : فلانی شجاع است و گویند : تو را چه سود از آن ؟

دیگری را بیاورند و گویند : ما تو را علم دادیم و فهم ، در دنیا چه کردی ؟ گوید : بار خدایا علم بیاموختم و مردمان را در آموختم و نشر کردم ، گویند : کردی و لکن برای آن کردی تا مردمان گویند : فلان عالم است و گویند : تو را از آن چه سود ؟

آن گاه بفرماید تا هر سه را به دوزخ برند » .

     خلاصه ی معنای این مَثل آن است که کسی که در انفاق خود مرتکب ریا می شود ، در ریا کردنش و در ترتّب ثواب بر انفاقش حال سنگ صافی را دارد که مختصر خاکی روی آن باشد ، همین که بارانی تند بر آن ببارد ، همین بارانی که مایه ی حیات زمین و سرسبزی آن و آراستگی اش به گل و گیاه است ، در این سنگ خاک آلود چنین اثری ندارد ، و خاک نامبرده در برابر آن باران دوام نیاورده و به کلّی شسته می شود ، تنها سنگی سخت می ماند که نه آبی در آن فرو می رود و نه گیاهی از آن می روید ، پس وابل ( باران پشت دار ) هر چند از روشن ترین اسباب حیات و نمو است و همچنین هر چند خاک هم سبب دیگری برای آن است ، امّا وقتی محلّ این آب و خاک ، سنگ سخت باشد عمل این دو یبب ، باطل می گردد ، بدون اینکه نقص و قصوری در ناحیه ی آب و خاک باشد . پس این حال سنگ سخت بود و عیناً حال ریا کار نیز چنین است . برای اینکه وقتی ریا کار در عمل خود خدا را در نظر نمی گیرد ، ثوابی بر عملش مترتّب نمی شود ریا، هر چند که نفس عمل هیچ نقصی و قصوری ندارد ، چون انفاق سببی است روشن برای ترتّب ثواب ، لیکن به خاطر اینکه قلب صاحب اش چون سنگ است ، استعداد پذیرفتن رحمت و کرامت را ندارد واز همین آیه بر می آید که قبول شدن اعمال ، احتیاج به نیّتی خالص و قصدی به وجه الله دارد ، شیعه و سنّی هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمودند : ‹‹ إنَّمَا الأعمَالُ بِالنِّیَّات ، معیار در ارزش اعمال تنها نیّت ها هستند » .

پیام ها و نکته ها :

1)             منّت گذاری بر فقیر و آزار او پاداش انفاق و صدقات را از بین می برد .

2)             ریشه ی ریا ، عدم ایمان واقعی به پروردگار است .

3)             انفاق مهمّ نیست ، روحیّه ی انفاق کننده مهمّ است .

4)             منّت گذار و ریا کار در مدار کفر و مورد تهدید قرار می گیرد.

5)             ریا کار نه تنها از پاداش آخرت محروم است بلکه رشد روحی و عنوان اجتماعی هم ندارد « لا یَقْدِرُونَ عَلَی شَیْءٍ » .

6)             ریا کار عاقبت رسوا می شود « فَتَرَکَهُ صَلْدَاً »  و حوادث کاشف حقایق است .

پایان

 

/ 0 نظر / 10 بازدید